تبلیغات
چاکرا chakra

چاکرا چیست؟

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

 چاکرا در زبان سانسکریت به معنای چرخ است.

چاکراها
مراکزو کانونهای مدورانرژی‌ در بدن اثیری انسان هستند.چاکراها به مدارهای
انرژی مربوطند که به موازات مغز در اطراف ستون فقرات قرار دارند. چاکراها
در بر گیرنده و گرد آورنده هاله های انرژی (پرانا) موجود در فضا هستندکه
انرژی منتقل کرده و جریان می دهند. هر چاکرا با بخش و عضو خاصی از کالبد
ارتباط دارد و انرژی لازم برای عملکرد آنرا تولید میکند.

هر چاکرا مربوط به جنبه های خاصی از رفتار و رشد انسانی است.

چاکراهای پایینی با عواطف و نیازهای اصلی بدن مربوطند و دارای فرکانس پایینتری هستند و طبیعت خشن تری دارند.

انرژی چاکراهای بالایی با فرکانس بالا و مربوط به اهداف و قوای معنوی و ذهنی متعالی است.

مسدود
شدن جریان انرژی در چاکراها میتواند در جسم، ذهن و روح عدم تعادل ایجاد
کند. چاکراها تحت هرتاثیر خارجی واکنش نشان میدهند، گشوده وباز یا جمع و
بسته میشوند. در شفابخشی که با پاکسازی چاکراها و تعادل بخشیدن به آنها
صورت می گیرد و در روشهای مراقبه، پاکسازی انرژیهای پایین و هدایت آنها به
سمت بالایی ست.  
به تعبیری دیگر در بدن هرموجود زنده مناطقی برای دریافت انرژی الهی وجود دارد که به این مناطق چاکرا می گویند.
این
مراكز امكان جریان یافتن انرژی به داخل و خارج از بدن را فراهم آورده و
برای كنترل این جریان دارای مكانیسم های تنظیم كننده می باشند. 
ساقه
ی لوله ای شكل چاكراها به یك مجرای اثیری در نزدیكی ستون مهره ها پیوند
میشود. این مجرا چاكرا ها را به هم پیوند می دهد و این امكان را فراهم
میاورد تا انرژی ورودی به یك چاكرا عمل اورده شده و به چاكرای دیگر
فرستاده شود. ضمن انكه جریان در مجرای اثیری به سمت بالا سیر می كند این
انرژی ها به تدریج پالوده ترمیشوند. این نقاط ِ پیوند همچنین از طریق غدد
درون ریز در كالبد خاكی راهی ایجاد می كنند. 
انرژی های ورودی به این راه بر اندام های مجاور تاثیر مهمی دارد.

تعداد چاکراها هفت بوده که در زیر شرح داده می شود و محل چاكراها رایجترین روش نام گذاری انهاست.
*-   چاكرای
اول کندالینی که قاعده ، ریشه ای و پایه ای نیز خوانده میشود: درانتهای
ستون مهره ها ( دنبالچه) جای دارد. محل شادابی و حیات جسمی و میل اساسی به
بقا و تنظیم کننده اعمالی که بدن و جسم را نگه میدارد. غده مرکزآن غدد فوق
کلیوی وعضوآن هم غدد فوق کلیوی میباشد.   این چاكرا از زمین انرژی می گیرد.
*-  چاكرای دوم  خاجی
کمی پایینتر از ناف و درست زیر ناف و در جلو استخوان خاجی قرارگرفته و
مرکز انرژی جنسی گیرنده و فرستنده و نَفس میباشد. مرکز درک مستقیم احساسات
انسانها و تبدیل آن به یکی از مراکز ادراک ماوراء حسی است. مرکز آن غدد
جنسی و عضوهای آن رانها و اعضاء تولید مثل میباشند.    
*-   چاكرای سوم شبكه خورشیدی کمی بالاتر از ناف مرکز واقعی بدن  درست زیر استخوان جناغ و حجاب حاجز(دیافراگم)  قرار
دارد. محل انتقال انرژی بدن که عواطف ناخالص و تمایل به قدرت است. ناف در
این چاکرا اهمییت فراوان دارد. غده آن لوزالمعده و اعضا آن معده، کبد و
کیسه صفرا میباشد. 
*-   چاكرای چهارم قلب درمركز قفسه ی سینه و در بالای قلب قراردارد. مرکز عواطف واقعی، برادری، شفقت، خلوص، عشق و رشد معنوی است   و با تمام جنبه های عشق درزندگی مربوط می شود.غده آن تیموس واعضا آن قلب، کبد، ریه ها و گردش خون میباشد. 
*-  چاكرای
پنجم حنجره ای یا گلو کاراین چاکرا ارتباط بین خویش و خلاقیت است. ضمنا ً
صدای کودک درون شما را به گوشتان میرساند. صدای درون از کرانه های ماوراء
حسی. مرکز آن غده تیروئید و اعضا آن گلو، ششهای بالایی، بازوها و مسیر
گوارش است.  
*-   چاكرای
ششم چشم سوم در وسط پیشانی و بین دو ابروست، که مرکز ادراکات ماوراء حسی،
پیش گویی، تله پاتی و مرکز اراده و خرد است. مرکز روح و مرکز دیدن توسط
چشم میباشد. مرکز آن غده هیپوفیز و عضوهای آن اعضاء ستون مهره ها، مغز
پایینی، چشم چپ، بینی و گوشهاست. 
*-   چاكرای هفتم تاجی یا بالا سری ( لوتوس) مخصوص بالا ترین سطح آگاهی میباشد. مرکز آن غدد صنوبری است. 
در تصویر زیر محل چاکراها و رنگهای منسوب به آنها نشان داده شده است.



وظایف چاکرا

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

چاکراها چند وظیفه مهم برعهده دارند:

۱) جذب، گوارش و توزیع پرانا ( انرژی حیاتی )در بخش‌های مختلف بدن بر عهده آنهاست.

۲) کنترل، تقویت و مسئولیت درست کارکردن کالبد جسمانی و اعضای مختلف آن را برعهده دارند. غدد درون ریز به وسیله بعضی از چاکراهای اصلی تنظیم می‌شوند و انرژی می‌گیرند. با کنترل و دستکاری چاکراهای اصلی می‌توان غدد درون ریز را تحریک یا مهار کرد. تعداد زیادی از ناخوشی‌ها، تا حدودی ناشی از خوب کار نکردن چاکراها هستند.

۳) بعضی از چاکراها مراکز استعدادهای روانی هستند. فعال سازی چاکراهای خاص ممکن است باعث توسعه یافتن استعدادهای روانی خاص شود. برای مثال چاکراهای کف دست برای فعال کردن، آسانترین و امن‌ترین چاکراها هستند. با فعال کردن چاکراهایی که در مرکز کف دستها قرار دارند فرد می‌تواند توانایی خود را در احساس کردن انرژی‌های لطیف، هاله درونی، هاله تندرستی و هاله بیرونی توسعه دهد. این کار با تمرکز کردن به سادگی انجام می‌شود.




چاکرا - wikipedia

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

در بدن مراکزی وجود دارد که به آنها مراکز انرژی یا چاکرا گفته می‌شود. چاکرا کلمه‌ای سانسکریت به معنای چرخ است. چاکراها یا مراکز انرژی در حال چرخش هستند و بخش‌های بسیار مهمی از کالبد انرژی محسوب می‌شوند. همانند کالبد فیزیکی که از اعضای حیاتی و کم اهمیت تر تشکیل شده‌است، کالبد انرژی نیز دارای چاکراهای اصلی و فرعی و چاکراهای بسیار کوچک است. چاکراهای اصلی، مراکز انرژی در حال چرخش هستند که به طور معمول ۳ تا ۴ اینچ قطر دارند و اعضای اصلی و حیاتی کالبد فیزیکی را کنترل می‌کنند و به آنها انرژی می‌دهند. چاکراهای اصلی درست مانند نیروگاه‌هایی هستند که انرژی حیاتی را برای اعضای حیاتی و اصلی تامین می‌کنند. اگر این نیروگاهها به خوبی کار نکنند اعضای حیاتی ضعیف یا بیمار می‌شوند، زیرا برای درست کارکردن، انرژی حیاتی کافی ندارند. قطر چاکراهای فرعی یک تا دو اینچ است و چاکراهای بسیار کوچک بخش‌های کم اهمیت تر کالبد جسمانی را کنترل کرده و به آنها انرژی می‌دهند. چاکراها در داخل کالبد فیزیکی نفوذ می‌کنند و در ورای آن نیز امتداد می‌یابند.چاکراها از دو طریق "غدد درون ریز و سیستم عصبی" بر جسم اثر متقابل دارند. در مجموع بدن انسان هفت چاکرا دارد و هر یک از این هفت چاکرا با یکی از هفت غده بدن و همچنین با گروهی از اعصاب که شبکه نامیده می‌شوند مرتبط می‌باشد. هر یک از این چاکراها به یکی از قسمتهای بدن و وظایف مخصوص درون بدن پیوسته هستند که بوسیله شبکه عصبی یا غددی که به آن چاکرا مربوط می‌باشند کنترل می‌شوند.

همه احساسات، ادراک، آگاهیها و هر چیزی که ممکن است برای شما اتفاق بیفتد را می‌توان به هفت دسته تقسیم کرد و هر کدام از این دسته‌ها به یکی از چاکراها پیوسته‌است . پس چاکراها نه تنها نماینده اعضای بدن شما هستند بلکه نماینده قسمتهای مخصوصی از حواس و ادراک شما نیزمحسوب می‌شوند. وقتی شما احساس تنش می‌کنید، این تنش را در چاکرای مرتبط با آن قسمت نیز احساس می‌کنید و این چاکرا و عضو مرتبط با آن دچار استرس می‌شوند. تنش در چاکرا بوسیله شبکه عصبی که به این چاکرا پیوسته‌است مشخص می‌شود و به اندامی که توسط این شبکه کنترل می‌شوند انتقال می‌یابد.هنگامی که این تنشها برای مدت زمان طولانی و یا با شدت زیادی در شخص بماند علائم بیماری نمایان می‌شود. بیماری‌ها در اثر بسته شدن این مراکز انرژی پدید می‌آیند.



گردش انرژی

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

1 - گردش انرژی در مدار عالم صغیر(بدن انسان) با مراقبه


لبخند درونی، شش صدای درمانگر و روش جوان سازی در تائو به تدریج انرژی حیاتی را با تبدیل تنش به شادابی افزایش می دهند. برای به کار بردن این انرژی به طور مؤثر و برای افزایش درمانگری آن می بایست که در بدن چرخش انرژی وجود داشته باشد. برای پرورش نیروی حیاتی در بدن خود در درجه اول باید دانست که راه های اصلی جریان انرژی بدن کدام ها هستند. دستگاه عصبی انسان ساختمان بسیار پیچیده ای دارد و انرژی بدن را به هرجایی که نیاز باشد، انتقال می دهد. استادان تائو کشف کرده اند که در بدن هر انسان دو کانال وجود دارد که جریان انرژی را حمل می کند.


یکی از آنها کارآ (اداره کننده) یا یین نام دارد که از قسمت پایین بدن بین دستگاه تناسلی مرد یا زن و مقعد در نقطه ای به نام پرینیوم آغاز می شود و از آنجا به قسمت جلوی بدن و به شکم، حلق و نوک زبان می رود. دیگری حاکم (اجرا کننده) یا یانگ نام دارد که از همان نقطه پرینیوم شروع شده و به استخوان دنبالچه و سپس از ستون فقرات به طرف مغز بالا می رود تا به سقف دهان برسد. زبان انسان مانند کلیدی که این دو جریان را به هم متصل می کند، عمل می کند. زمانی که زبان خود را به سقف دهان می چسبانیم، انرژی از ستون فقرات به بالا و از جلو به پایین می رود، در بدن می چرخد و تمام اعضای داخلی و دستگاه عصبی بدن را تغذیه می کند.



این دو جریان، یک مدار منفرد تشکیل می دهند که انرژی در آن می چرخد و نیروی حیاتی به اندام های اصلی و دستگاه عصبی بدن می رسد و به سلول ها نیروی لازم را برای رشد درمانگری و کارایی را می بخشد. این چرخش انرژی به عنوان مراقبه شناخته شده است و طب سوزنی نیز بر اساس آن تشکیل شده است. تحقیقات پزشکی غرب نشان داده است که طب سوزنی از لحاظ بالینی بسیار مؤثر است، گرچه دانشمندان پذیرفته اند که نمی توان عملکرد آن را توضیح داد. به عبارت دیگر، روش تائو هزاران سال است که درباره انرژی بدن مطالعه کرده و اهمیت هر یک از این دو جریان را با جزئیات اثبات کرده است.


2 – اهمیت چرخش انرژی


اگر راه های انرژی (دو جریان کارآ و حاکم) در بدن انسان باز نگه داشته شوند، هدایت انرژی در طول ستون فقرات امکان پذیر می شود، ولی اگر این راه ها بر اثر فشارهای عصبی بسته شوند، با چرخش انرژی می توان این موانع را برطرف کرد. به عبارت دیگر، وقتی فشار شدیدی در سر شما جمع می شود، قسمت بسیاری از آن از راه چشم، گوش، بینی و دهان خارج می شود. مانند اتاقی که به دلیل باز بودن پنجره ها، گرم نمی شود.


روش باز کردن کانال های انرژی


روش باز کردن راه های جریان انرژی بدین صورت است که هر روز صبح پس از انجام تمرین های لبخند درونی به اعضای بدن، چند دقیقه ای به مراقبه بپردازید بگذارید چرخش انرژی در بدن به طور کامل انجام شود و برای این مقصود با ذهن خود این گردش را همراهی کنید. حرکت انرژی را از چشم ها شروع کرده و با ذهن خود به جلوی بدن بفرستید. سپس با زبان، حلق، گلو، سینه و ناف و سپس با استخوان دنبالچه و ستون فقرات، انرژی را به سر خود منتقل کنید. در ابتدای کار ممکن است چیزی احساس نکنید ولی بتدریج گرما را در بعضی از نواحی بدن حس خواهید کرد. کلید تمرین در این است که کاملاً احساس آرامش کنید و بتوانید با ذهن خود به نواحی مختلف بدن بروید که انرژی را در آن متمرکز کرده اید. لازم نیست که اعضاء را در ذهن خود مجسم کنید. فقط متوجه جریان انرژی باشید، یعنی بگذارید ذهن شما همراه با انرژی به نقاط مختلف بدن برود. چرخش انرژی در انسان، پیری را به تعویق انداخته، بسیاری از بیماریها را مانند فشار خون، بی خوابی، سردرد و آرتروز را درمان می کند.


پاورقی: در بیشتر مکاتب فلسفی و عرفانی از جهان به عالم کبیر و از انسان به عالم صغیر تعبیر می شود.



ری کی 4

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا


شمعدان هفت شاخه ای که در دین یهود یک وسیله نمادین وسنتی است، تمثیلی است از ارتباط چاکراها؛‍ در اینجا شعله ها نمایانگر چاکراها هستند.



 



همان طور که دیده میشود، شعله مرکزی (چاکرای قلب،نقش رابط مرکزی را دارد) ارتباط تنگا تنگ بقیه شعله، چاکراها را نگه میدارد.


 


خیلی از سنتهای قدیمی توجه خاصی به مرکز انرژی قلب دارند، واگر امکان داشته باشد باید همیشه در همه شکلهای درمانی آن را مد نظر داشته باشیم.


 


خیلی از افراد را میشناسیم که «ریکی» انجام میدهند و وقتی به رختخواب میروند هر دو دست خود را بر روی چاکرای قلب قرار میدهند و اغلب در همین حالت به خواب میروند.


 


اگر مایلید که وضعیت چاکرای قلبتان بهبود یابد این شکل ایده الی از روش «ریکی» است.


 


در تصویر بالا به وضوح می بینیم که کدام چاکرا در پیوند با دیگری است. بدین ترتیب:


 


  


چاکرا ریشه و چاکرا تاج


 


چاکرا خاجی و چاکرا چشم درون


 


چاکرا شبکه خورشیدی و چاکرا گلو


 


برای متعادل کردن چاکراها همزمان دستهای شفاگر خود را بر روی دو مرکز انرژی مرتبط قرار می ‌دهیم، بطور مثال: یک دست را بر روی چاکرای ریشه و دست دیگر را برروی چاکرای تاج قرار داده، و الی آخر...


 


بعذ از اینکه هر 6 چاکرا دو تا دو تا مداوا شدند برای انتقال انرژی به چاکرای قلب از هر دو دست استفاده کنید. د رهرمورد دستتان را به مدت 3 تا 5 دقیقه نگهدارید.بطور شگفت‌انگیزی در درون، تعادل انرژیهای چاکراها را مشاهده خواهید کرد.


 


همچنین درباره مشکلات یا بیماری، مفید است که تشخیص دهیم کدام چاکرا نیاز به شارژ شدن با انرژی حیاتی دارد. در سطوح بالاتر و در بخشهای هر چاکرا بطور مفصل توضیح داده ایم که اندامهای مختلف بدن هرکدام مربوط به کدام چاکرا هستند. مثلا اگر خود یا بیمارمان دچارمشکل کبدی هستیم با یک نگاه سریع به فهرست می‌توانیم بفهمیم که کبد در پیوند با چاکرای شبکه خورشیدی است.


 


می توانیم یک دست را بر روی این چاکرا قرار داده و از دست دیگر برای ارسال انرژی « ری کی» به کبد استفاده کنیم.


 


احتمال زیادی است چاکرایی که در پیوند با مشکل قرار دارد بدین‌ترتیب با جریان انرژی « ری‌کی» به تعادل انرژیهای خود برسد.


 


همانطور که می‌دانیم چاکرای قلب مرکز کل سیستم است، بنابراین همیشه توصیه می‌شود که چاکرای قلب را هم متعادل سازیم.


 


این فقط نگاهی کلی بود به منافع « ری‌کی»، در اینجا وارد بحث عمیقتر آن نمی‌شویم. امیدواریم که دیدگاه کوچکی از نحوه کارکردن ری‌کی بدست آورده باشید، به کسانیکه طالب روشی ساده اما مؤثر برای سلامتی و تعادل درونی هستند این شکل تراپی و یا انرژی درمانی قابل توصیه است.


 


از آنجائیکه در فرهنگ ما بسیاری از مردم به ابزار تکنیکی بیشتر از روشهای طبیعی اعتماد می کنند، بعضی از درمانگرها برای درمان بیماران با انرژی کیهانی از ابزار استفاده می کنند در این باره اهمیت خاص استفاده از کریستالها و ماکت هرم ها و مخازن آرگون ثابت شده‌است.


 


شکل خاصی از هرم، انرژیهای کیهانی را متمرکز می کند و آنها را به مانند «ری‌کی» ارسال می کند و در نتیجه برای تأمین انرژی قسمتهای خاصی از بدن بر روی بدن قرار می‌گیرند.


 


امروزه انواع مختلفی از هرمها در دسترس قرار دارد. به این منظور شیب زاویه همه آنها برابر 51 درجه می باشد. برای بدست آوردن نتیجه بهتر باید همیشه مطمئن باشید که بعد هرم در امتداد محور شمال ـ جنوب تنظیم شود.


 


 ما با اندازه‌های مختلف هرمهایی از جنس چوب، گچ،آهن،سنگ مرمر، نقره،مس،سرامیک، آلومینیوم، مقوا، و سنگهای قیمتی آزمایش کرده‌ایم بهترین نتیجه با هرمهایی از جنس سنگ کریستال، کوارتز قرمز و کوارتز بنفش بدست آمد. پس می توانیم آنها را با جواهر درمانی تلفیق کنیم.


 


معمولا هرم را همچون دستهای شفاگر بر روی قسمتی از بدن که می‌خواهیم تحت تإثیر قراربگیرد به مدت 5 تا 10 دقیقه قرار می‌دهیم چاکراها بدون تردید نسبت به این شیوه واکنش نشان خواهند داد. مانند شیوه‌های دیگری که توضیح داده‌خواهد شد پیشنهاد می شود که جهت آگاهی به طرف محلی باشد که تحت درمان است.در نهایت ابزارهای دیگر نیز همچون هرم عملی مشابه با بخشی از «ری کی» انجام می دهند که خارج از حوصله این بخش از گفتار است. متعاقباً در حین آموزش سطوح بالاتر به این موارد اشاره خواهد شد.




ری کی 3

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا



ویلیام‌ لی رند و مرکز بین المللی آموزش ریکیdr william


ویلیام لی رند در هاوائی‌، کالیفرنیا و میشیگان‌ زندگی‌ کرده‌ و سابقه‌ وسیعی‌ در علم‌ متافیزیک‌، از جمله‌ بیست‌ سال‌ تجربه‌ در درمان‌ با هیپنوتیزم‌ دارد. او در بازگرداندن‌ افراد به‌ زندگی‌ گذشته‌ و رشد معنوی‌ آنها تخصص‌ داشته‌ و مورد تأیید مؤسسه‌ تحقیقاتی‌ رابینز در برنامه‌ ریزی‌ عصبی‌/کلامی‌ می‌باشد. ویلیام‌ لی رند مدت‌ زندگیش‌ هفت سال با کاهونا کار کرده‌ است‌. او مؤسس‌ مرکز بین‌المللی‌ آموزش‌ ریکی‌ "ICRT" در ساوت‌ فیلد میشیگان‌ و ناشر خبرنامه‌ ریکی‌ و نویسنده‌ کتاب‌ ریکی‌ برای‌ قرن‌ جدید بوده‌ و بیش‌ از چهل‌ مقاله‌ و هفت‌ نوار در مورد ریکی‌ ضبط و تهیه‌ نموده‌ است. ویلیام‌ مرحله‌ اول‌ ریکی‌ را در سال‌ 1981 و مرحله‌ دوم‌ آن‌ را در سال‌ 1982 ازبتال‌ فی‌، که‌ یکی‌ از اساتید اصلی‌ خانم‌ تاکاتا بود، در جزیره‌ هاوائی‌ دریافت‌ کرد. او همسوئی‌ استادی‌ و پیشرفته‌ ریکی‌ را از استادانی‌ چون‌ داین‌ مک‌ کامبر و مارلن‌ شیلک‌ در سال‌ 1989، چری‌ پراسون‌ در 1990 و لیه‌اسمیت‌ در 1992 دریافت‌ نمود. ویلیام‌ همچنین‌ ریکی‌ مرحله‌ اول‌ و دوم‌ را با فیلیس‌ فروموتو نوه خانم تاکاتا دوره‌ کرد. ویلیام‌ به‌ طور تمام‌ وقت‌ ریکی‌ را در کلاسهایی‌ در سراسر دنیا تدریس‌ می‌نماید.


 


تاریخچه ای دیگر از زبان خانم تاکاتا:


این قضیه طبق گفته خانم تاکاتا این چنین بود که: دکتر اوسویی، در مدرسه مسیحی در کیاتوی ژاپن در حال تدریس بود که یکی از شاگردانش از او پرسید آیا به شفای مسیح معتقد است یا نه؟ قطعاً جواب او مثبت بود.


شاگرد، دلیل و اثبات این شفا را پرسید ولی دکتر اوسویی چون آگاهی و اطلاعی نداشت، نتوانست جوابی بدهد. همین سؤال ساده، زندگی دکتر اوسویی را تغییر داد و درونش را تکان داد که ای کاش چگونگی این شفا را می‌دانست. برای درک شفای مسیح، او تصمیم گرفت در سرزمین مسیحیت در امریکا، تحقیق کند. بنابراین در دانشگاه شیکاگو ثبت نام کرد. در مدت 7 سال تحصیل در الهیات و آیین مختلف، او در مورد بودا و قدرت شفای او چیزهای زیادی یاد گرفت ولی هیچ جوابی نگرفت دکتر اوسویی برای ادامه تحقیقاتش به ژاپن برگشت. او از معابد بودایی دیدن کرد و از راهبان در مورد اینکه می‌توانند شفا بدهند یا نه، سؤال کرد. ولی همة آنها تنها یک جواب می‌دادند، آنها فقط روی مسائل معنوی تمرکز می‌کنند. در یکی از معابد او با راهب پیری ملاقات کرد که به یاد می‌آورد زمانی راهبان می‌توانستند شفا دهند ولی در حال حاضر، این هنری گم شده و مفقود است. او به دکتر اوسویی پیشنهاد کرد که آنجا بماند و در سوتراهای ژاپنی، به دنبال اطلاعاتی کهمی‌خواست بگردد بعد از سالها مطالعه در سوتراها و رسیدن به هیچ، دکتر اوسویی تصمیم گرفت که زبان چینی را یاد بگیرد. زبان چینی، زبان قدیمی‌تری است و خیلی از سوتراهای ژاپنی از زبان چینی گرفته شده است. او سالهای زیادی مطالعه کرد ولی باز به جوابی نرسید. تنها یک جای دیگر مانده بود و آن سوتراهای سانسکریت بود. او سانسکریت را یاد گرفت و شروع کرد به مطالعه این سوتراها. بالاخره به جواب رسید. در شفای بودا و Lotus Sutras او رمز قاعده شفا را پیدا کرد. او به قدری از این کشف به وجد آمده بود که خیلی سریع دست یافته‌هایش را به راهب بزرگ داد. آنها هر دو تصمیم گرفتند که برای کشف و درک مفهوم و معنی کامل این اطلاعات، دکتر اوسویی به مراقبه بپردازد. صبح روز بعد، برای روزه گرفتن و مراقبه او 17 مایل پیاده به طرف کوه کورامایاما رفت. وقتی به مقصدش رسید. 21 سنگ را جمع کرد، نشست و سنگها را جلوی خودش چید. او هر صبح، یکی از سنگها را به دور می‌انداخت. در صبح روز بیست و یکم، در ساعات اولیه صبح قبل از روشنایی، دکتر اوسویی در مراقبه عمیقی بود که متوجه روشنایی و نور درخشانی شد. شگف زده شده بود که آیا نور واقعی است؟ چشمانش را باز کرد، نور هنوز آنجا بود و به سرعت به طرف او می‌آمد و در اطراف او می‌چرخید. او ترسیده بود ولی راضی بود برای فهم سر شفا، حتی مرگ را هم قبول کند. نور به چشم سومش (آجنا) خورد و او را بی اختیار کرد. همه اطلاعات، سمبل‌ها و چگونگی استفاده آن‌ها، در میلیون‌ها حباب رنگی و درخشان شناور بودند که ناگهان در جلوی او برای مدتی ثابت شدند برای اینکه او بتواند آنها را از بر کند. وقتی او به آگاهی کامل رسید، تمام چیزهایی که به او نشان داده شده بود را به خاطر آورد. دکتر اوسویی متوجه شد علیرغم 21 روزی که روزه بوده، خیلی قوی و پر انرژی است. او فکر کرد که «این اولین معجزه است». می‌خواست این آگاهی جدید را با راهب پیر تقسیم کند به همین دلیل به طرف معبد او سفر کرد. در راهش در تپه و خاک، چند بار خار و سنگ به پایش خورده بود، او انگشت پایش را گرفت و متوجه شد که زخم پای او کامل خوب شد.«این دومین معجزه است.» در ادامه سفر، به مسافر‌خانه‌ای رسید، با توجه به گرسنگی که داشت، تصمیم گرفت روزه‌اش را بشکاند و غذایی بخورد. مردی برای گرفتن سفارش غذا نزدیک او رفت و دکتر اوسویی غذای خیلی خوب و کاملی سفارش داد. وقتی غذای او آماده شد، دختر آن مرد، غذای او را آورد. او دختر جوان و زیبایی بود که با دستمالی سرش را مثل گوشهای خرگوش بسته بود. دکتر اوسویی از او پرسید که چرا آن دستمال را روی سرش بسته؟ دختر جواب داد که دندان درد بدی دارد و نمی‌تواند که فاصله زیاد تا شهر را برای درمان سفر کند. دکتر اوسویی او را صدا زد که نزدیکش رود، دستانش را روی صورت او گذاشت. بعد از چند دقیقه، دختر گفت: «اوه، راهب مهربان، شما جادو کردید. دندانم درد نمی‌کند، متشکرم «این هم سومین معجزه بود.» بعد از خوردن غذا و ادامه راهش به طرف معبد، متوجه شد که احساس خوبی دارد و خوردن آن همه غذا بعد از آن روزه طولانی، هیچ اثر بدی بر او نداشته، «این چهارمین معجزه بود.» وقتی به معبد رسید با راهب جوانی سلام و احوالپرسی کرد. راهب جوان به او گفت از اینکه او به سلامتی برگشته خیلی خوشحال است و همچنین گفت که راهب پیر در بستر بیماری است و حالش خوب نیست. دکتر اوسویی مستقیماً به اتاق او رفت و در لبه تخت او نشست. او دستانش را روی بدن راهب پیر به آرامی گذاشت و تمام آن چه را که آموخته بود به او گفت بعد از مدت کوتاهی، راهب با تعجب به او نگاه کرد و گفت: تو جادو کردی و همه درد و ناراحتی‌ام رفت «این پنجمین معجزه بود.» دکتر اوسویی این را به همه اعلام کرد. آنها هر دو در مورد این کشف خیلی به وجد آمده بودند و دوست داشتند از آن در موارد ضروری‌تر استفاده کنند. بنابراین برای پیدا کردن جواب تصمیم گرفتند دعا کنند و مراقبه کنند. دکتر اسویی به اتاقش رفت و کل شب را مراقبه کرد صبح بعد به اتاق راهب رفت. هر دو به این نتیجه رسیدند که بیشترین گروهی که به ریکی نیاز دارند، آنهاییهستند که در دهکده گدایان هستند. دکتر اوسویی لباس کهنه‌ای به تن کرد و گاری سبزی را هل می‌داد تا به دهکده گدایان برسد. خیلی زود گدا به او نزدیک شدند و از او پرسیدند که چه کار می‌کند. او از آنها خواست که او را نزد شاه گدایان ببرند. برای اینکه برای او هدیه‌ای آورده. آنها با دودلی جواب او را دادند چون نمی‌خواستند که شاه گدا ناراحت و عصبانی شود. وقتی او شاه گدایان را دید، در مورد هدیه‌ای که داشت سئوال کرد. او به طور خیلی موذیانه می‌خواست از هدف او با خبر شود. دکتر اوسویی به او گفت که هدیه «شفا» است و اینکه او می‌خواهد این هدیه را به تمام گدایان بدهد. او فقط از آنها غذای روزانه‌اش را خواست. شاه موافقت کرد ولی اول لباسهای دکتر اوسویی را درآورد گاری و پولهایش را گرفت و به او لباس کهنه، کثیف و بدبو و ناپاک دادند که بپوشد و کمی غذا براینکه بخورد. هر روز از طلوع تا غروب کار می‌کرد و به مردم شفا می‌داد و آنها را برای کار و اسم جدید به معبد می‌فرستاد بعد از 7 سال، تقریباً کار او کامل شد عصرها وقت او آزاد بود یک روز عصر در حال پیاده روی بود که متوجه چهره‌های آشنایی شد. او به طرف یکی از جوانها رفت و از او پرسید که آیا چند سال پیش او را درمان نکرده؟ مرد گفت: «بله» دکتر اوسویی از او پرسید که آیا برای تغییر نام و کار به معبد نرفته بود؟ مرد گفت «چرا» دکتر اوسویی پرسید: «پس چرا؟ دوباره به دهکده گدایان برگشته‌ای؟» مرد جوان گفت که خیلی کار می‌کرده ولی پول کمی می‌گرفته، ضمناً خانواده او گرسنه هستند و به همین دلیل به این نتیجه رسیده که گدایی و گدا بودن آسان‌تر است. این موضوع و دیگر تجربیاتی که دکتر اوسویی بدست آورد موجب شد که به دو اصل کلیدی ریکی پی ببرد و او عهد کرد که دیگر هیچ وقت این هدیه را بیهوده هدر ندهد. این دو اصل عبارت بودند از:


1- برای اینکه عمل درمان صورت گیرد، باید یک نوع تبادل انرژی وجود داشته باشد؛ به این معنی که عمل درمان باید برای گیرنده (بیمار) ارزشی داشته باشد.


2- نوعی تغییر در «آگاهی» در امر درمان ضروری است. یعنی بیمار باید انرژی درمانی را دریافت کند و بطور «ناخودآگاه»، توسط درمان مایل به تغییر در خود باشد.


صبح روز بعد، دکتر اوسویی مشعل بزرگی گرفت روشنش کرد و در گوشه شلوغی از شهر ایستاد. مردم می‌آمدند و به او می‌خندیدند. برخی هم می‌ایستادند و از او می‌پرسیدند که در روشنایی روز با مشعل روشن چه کار می‌کند؟


او با خوش‌رویی به آنها جواب می‌داد که به دنبال مردمی می‌گردد که سلامت و شاد هستند و دلهای روشن دارند و منور الفکر هستند و دوست دارند به افرادی که مریض هستند یا ناراحت و غمگین، کمک کنند. دکتر اوسویی گفت که من به شما یاد می‌دهم که چطور در قلبهایتان روشنایی ایجاد کنید. خیلی‌های برای سخنرانی او دورش جمع شدند و خیلی زود او پیروان زیادی پیدا کرد. همچنان که دکتر اوسویی، مردم کشورش را مبهوت آموزش ریکی می‌کرد، به افرادی که می‌خواستند مرید و شاگرد او باشند، تعلیمات ویژه‌ای می‌داد. یکی از این افراد دکتر کوجیرو هایاشی (Chujiro Hayashi) متولد 1878 بود. او افسر بازنشسته نیروی دریایی بود و یکی از 18 نفری بود که دکتر اوسویی برای درجه استادی initiate کرده بود. (محرم راز کردن فرایندانتقال انرژی از شعور برتر به شاگرد باواسطه استاد). در سال 1926، دکتر اوسویی قبل از مرگش وظیفه حفظ ونگهداری و زنده نگه داشتن ریکی را به دکتر هایاشی سپرد. دکتر هایاشی اولین کلینیک ریکی را ایجاد کرد و بعد از مرگ دکتر اوسویی، یک دوره درمان با دست با 3 درجه و مقطع را ایجاد کرد و گسترش داد.


ترجمه‌ای از کتاب آدونا و کتابی دیگر از دکتر در تی می (با عنوان: سلامت جسم و روح با 28 کارت ریکی)


 


از آنجائی که انرژی ریکی از راه کانالهای شفابخشی که در هر انسانی به طور طبیعی وجود دارد جاری می شود، (در حد معینی) از درون هر کسی که خود را بر روی انرژی های سطح بالاتردرون خود و اطرافش باز کند، می تواند عبور کند.


 


حتی اگر هنوز موفق نشده اید ریکی را شروع کنید، اگر احساس می کنید دستها یتان میتوانند آرامش بخش باشند، برای انجام آنچه به دنبال می آید خود را آزاد احساس کنید.


 


اجرای عملی ریکی بر روی چاکراها بسیار ساده است. فقط دستهایتان را بر روی هر کدام از مراکز انرژی(چاکراها) بگذارید و اجازه دهید که انرژی هماهنگ کننده ریکی آن طور که میخواهد جاری شود.


 


هر یک از هفت چاکرای اصلی در مبادله انرژی، ارتباط نزدیکی با دیگری دارد.


 


از آنجایی که انرژی از راه هر دو دست در یک زمان جاری میشود، میتوانید انرژی حیاتی را در اختیار چاکراها قرار دهید و همزمان با قرار دادن دستها بر روی چاکرا هایی که با یکدیگر ارتباط دارند آنها را هماهنگ و متعادل کنید.


                                                                                                                           



ری کی 2

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

                                                              


                                                                           


 


 


نوشتار‌ روی‌ کتیبه بنای‌ یادبود اوسویی بنیان گذار ریکی


آن کس که‌ سخت‌ مطالعه‌ می‌کند و با دقت‌ و پشتکار در بهبود بدن‌ و ذهن‌ می‌کوشد تا انسان‌ بهتری‌ شود را «انسانی‌ با روح‌ بزرگ‌» می‌نامند. «اساتید»‌ آنانند که‌ از آن‌ روح‌ بزرگ‌ برای‌ یک‌ هدف‌ اجتماعی‌، یعنی‌ آموزش‌ راه‌ صحیح‌ به‌ تعداد زیادی‌ از مردم‌ و انجام‌ کارهای‌ عام‌المنفعه‌ استفاده‌ می‌کنند. دکتر اوسویی‌ یکی‌ از این‌ اساتید بود، او ریکی‌ جهانی‌ (انرژی‌ جهانی) را در سطح وسیعی آموزش‌ داد. تعداد بسیاری‌ از مردم‌ از او می‌خواستند تا راه ‌بزرگ‌ ریکی‌ را به‌ آنها آموزش‌ داده‌ و آنان را شفا بخشد‌.


 


چگونگی پیدایش همسویی ریکی


منابع‌ مختلف‌ نشان میدهد که استاد اوسویی‌ در ابتدا فرآیند همسویی‌ مشخصی نداشته، و شاگردانش‌ توانایی‌ انجام‌ ریکی‌ را فقط‌ با گذراندن‌ زمانی‌ با استاد و با نیت‌ دریافت‌ این‌ توانائی‌ بدست‌ می‌آوردند و نیت‌ استاد نیزاین‌ بود که شاگردانش‌ ریکی‌ را دریافت‌ ‌دارند. بعد از گسترش‌ ریکی‌، این‌ شیوه‌ آموزش‌ شخصی‌ غیر عملی‌ می‌نمود، بنابراین‌ روند همسویی‌ ایجاد شد. نکته‌ جالب‌ توجه‌ این‌ است‌ که‌ آرجاوا پیتر نویسنده‌ کتاب‌ «آتش‌ ریکی‌» همسویی‌ ریکی‌ را از یکی‌ از اساتید وابسته‌ به‌ انجمن‌ اوسویی‌ ریکی‌ ریوهو گاکائی‌ دریافت‌ کرده‌ که‌ با آنچه‌ ما امروز در غرب‌ با آن‌ آشنا هستیم‌ کاملاً متفاوت‌ می‌باشد. استاد فقط‌ آوایی‌ شاعرانه‌ را در حالیکه‌ آرجاوا روبروی‌ او نشسته‌ بود ادا می‌کرده‌ و پس‌ از مدتی‌ آرجاوا نیروی‌ عظیم‌ انرژی‌ را در خود احساس‌ ‌کرده است.


ریکی بعد از اوسویی


بعد از فوت‌ استاد اوسویی‌، آقای‌ جی‌ اوشیدا به‌ عنوان‌ رئیس‌ انجمن‌ ریکی‌ به‌ جای‌ اوسویی‌ نشست. پس از آقای‌ اوشیدا، آقایان‌ لیچی‌ تاکتومی‌، یوشی‌ هارو واتانابه‌، تویوایچی‌ وانامی‌ و خانم‌ کیمیکو کویاما، جانشین‌ استاد اوسویی‌ شدند و در سال‌ 1998 آقای‌ کوندو به‌ ریاست‌ انجمن‌ نشست‌. علیرغم‌ آنچه‌ در غرب‌ گفته‌ شده‌ است‌، در مؤسسه ای که‌ استاد اوسویی‌ بنیان نهاد «صاحب‌ دودمان‌» یا «استاد اعظم‌» وجود ندارد واسامی ذکر شده دربالا مربوط به جانشینان رؤسای انجمن می باشد. 


 


مربیانی که توسط استاد اوسویی تربیت شده اندchujiro hayashi


شانزده‌ مربی‌ که‌ توسط‌ استاد اوسویی‌ به‌ استادی‌ رسیدند، توشیهیرو اگوچی‌، جوسابورو گویدا، لیچی‌ تاکتومی‌، تویوایچی‌ وانامی‌، یاشی‌ هارو واتانابه‌، کیزو اوگاوا، جی‌ اوشیدا و چوجیرو هایاشی‌ می‌باشند. علیرغم‌ یکی‌ از روایات‌ داستان‌ ریکی‌، آقای‌ چوجیرو هایاشی‌ جانشین‌ استاد اوسویی‌ نبوده‌، بلکه چون از این گروه جدا شده بود، ضمن ابداع سبک تازه ای در باب ریکی به نام Hayashi Shiki Reiki Ryoho مؤسسه ای شخصی را تأسیس نمود. او تمام درمانهایش را به دقت ثبت می نمود و سبک اختصاصی خود را که شامل وضعیتهای ویژه دست برای درمان بیماریهای خاصی بود، ابداع نمود و جزوه‌ای‌ نیز برای‌ کلاسش‌ چاپ‌ کرد. ( نسخه‌ ترجمه‌ شده‌ این‌ جزوه‌ در آرشیو مرکز بین المللی آموزش ریکی  "ICRT"موجود می‌باشد.) او ریکی‌ را تمرین‌ و تدریس‌ می‌کرد و بسیاری‌ از شاگردانش ریکی‌ را در مقابل‌ کار در کلینیک‌ او دریافت‌ داشته‌اند. خانم‌ تاکاتا از مهمترین استادان ریکی که آن را به غرب معرفی نمود، در سال‌ 1935 به‌ این‌ کلینیک‌ هدایت‌ شد.


 


هاوایو تاکاتاhawayo takata


خانم تاکاتا در 24 دسامبر سال‌ 1900 میلادی در جزیرة‌ کاوائی‌ در هاوایی‌ متولد شد. والدین‌ او از مهاجرین‌ ژاپنی‌ بودند و در مزارع‌ نیشکر کار می‌کرد. او با حسابدار مزرعه‌ای‌ که‌ در آن‌ کار می‌کرد، ازدواج‌ نمود. نامش‌ ساچی‌ تاکاتا بود و آنها دو فرزند دختر داشتند. در اکتبر 1930 ساچی‌ تاکاتا در سن‌ 34 سالگی‌ درگذشت‌. لذا مجبور بود با انجام کار طاقت فرسا در مزارع نیشکر، دو فرزند خود را بزرگ کند و مدت‌ بسیار کمی را استراحت کند. پس از 5 سال کار سخت، نهایتاً دچار بیماری ریوی، دردهای شکمی و ضعف اعصاب شد. چندی‌ بعد یکی‌ از خواهرانش‌ درگذشت‌ و بعهده‌ خانم‌ هاوایو بود که‌ به‌ ژاپن‌ سفر کرده‌ و این‌ خبر را به‌ پدر و مادرش‌ که‌ در آنجا ساکن‌ بودند، بدهد. خانم‌ تاکاتا بعد از اینکه‌ خبر فوت‌ خواهرش‌ را به‌ والدین‌ خود داد روانه‌ بیمارستان‌ شد و در آنجا تشخیص‌ دادند که‌ او یک‌ غده‌، سنگ‌ کیسه‌ صفرا، آپاندیس‌ و آسم‌ دارد و باید برای‌ جراحی‌ آماده‌ شود، ولی‌ او انتخاب‌ کرد که‌ به‌ جای‌ آن‌ به‌ کلینیک‌ دکتر هایاشی‌ مراجعه‌ کند. خانم‌ تاکاتا از تشخیص‌ کارورزان‌ ریکی‌ در کلینیک‌ که‌ بسیار نزدیک‌ به‌ اظهار نظر پزشکان‌ بیمارستان‌ بود تحت‌ تأثیر قرار گرفت‌. او شروع‌ به‌ گرفتن‌ درمان‌ کرد. دو درمانگر هر روز بر روی‌ او کار می‌کردند. خانم‌ تاکاتا بطور چشمگیری‌ بهتر شد و در مدت‌ چهار ماه‌ کاملاً شفا یافت بطوریکه آزمایشات بیمارستان نیز آنرا اثبات نمود. او که از این موضوع بسیار خوشحال بود، تصمیم گرفت با یادگیری ریکی، سلامت بازیافتة خود را در بازگشت به هاوایی، حفظ نماید. لذا در بهار 1936 مرحلة Shoden را از دکتر هایاشی دریافت نمود. سپس به مدت یک سال در کلینیک دکتر هایاشی کار کرد و در نهایت به دریافت درجة Okoden نائل شد. خانم‌ تاکاتا در سال‌ 1937 به‌ هاوایی‌ بازگشت و چندی‌ بعد دکتر هایاشی‌ و دخترش‌ برای‌ کمک‌ به‌ برپائی‌ ریکی‌ در آنجا به‌ او ملحق‌ شدند، خانم تاکاتا و دکتر هایاشی ضمن سفر به مناطق مختلف هاوایی، با برگزاری سمینارهایی، به آموزش ریکی و همسوئی داوطلبین پرداختند. نهایتاً در تاریخ 21 فوریة سال 1938، خانم تاکاتا توسط دکتر هایاشی همسوئی مرحلة Shinpiden را دریافت نمود و دکتر هایاشی اعلام ‌کرد که ‌خانم تاکاتا یکی‌ازسیزده‌استادی‌است‌ که‌توسط‌اوآموزش‌ دیده‌اند ؛ خانم تاکاتا، دو کلینیک مجزا در هاوایی راه اندازی کرد تا به درمان بیماران و نیز آموزش مرحلة Okuden که توسط ایشان مرحلة ریکی 2 نام گرفت بپردازد. به تدریج، خانم تاکاتا در زمینة شفابخشی صاحب نام شد و نه تنها در سراسر آمریکا، بلکه به بسیاری از کشورهای دنیا سفر نمود تا به درمان و آموزش بپردازد.


از سال 1970، وی آموزش مرحلة Shinpiden- که در سیستم آموزشی خانم تاکاتا به مرحلة استادی اطلاق می شد- در قالب دوره ای دو روزه طی یک آخر هفته آغاز کرد و هزینه ای که برای آموزش این مرحله در نظر گرفته بود، معادل 10000 دلار بود. این‌ شهریه‌ در سیستم‌ اوسویی‌ نبود و خانم‌ تاکاتا این‌ شهریه‌ را قرار داد چون این‌ را راهی‌ برای‌ ادای‌ احترام‌ به‌ ریکی‌ می‌دانست‌. او می‌گفت‌ کسی‌ بدون ‌شهریه‌ آموزش‌ و یا درمان‌ را نمی‌گیرد و همیشه‌ باید پولی‌ یا چیزی‌ به‌ عنوان برگشت‌ انرژی‌ دریافت‌ کرد و همچنین‌ باید از یک‌ استاد ریکی‌آموخت‌ و تا پایان‌ زندگی‌ باید با همان‌ استاد ماند. بعلاوه او هیچگاه‌ به‌ شاگردانش‌ اجازه‌ نمی‌داد که‌ نواری‌ تهیه‌ کنند و یا از مطالب‌ و سمبلهای کلاس‌ یادداشت‌ یا نسخه بردارند و تمامی‌ اینها باید به‌ حافظه‌ سپرده‌ می شد.


به عقیدة برخی از صاحب نظران، دریافت چنین هزینه ای توسط ایشان نتیجه ای بسیار سودمند به دنبال داشته زیرا باعث شد تعالیم ریکی با احترام و احساس مسئولیت پذیری بیشتری به 22 استاد ریکی که توسط خانم تاکاتا تعلیم داده شدند، انتقال داده شود. گروهی دیگر معتقدند چنین هزینة سنگینی در طی دوره ای چندین ساله منجر به عدم گسترش سریع دانش ریکی در میان مردم شد. به هر حال به نظر می رسد زحمات خانم تاکاتا در زمینة آموزش ریکی و آنچه که ایشان در آن زمان مناسب تشخیص داده اند تأثیر مفید خود را برجای گذاشته و همچنان به فراگیر شدن آموزه های ریکی در سراسر جهان کمک شایانی نموده است و به هر تقدیر، اقدامات خانم تاکاتا همواره مورد احترام کلیة دانش آموختگان و معلمین ریکی بوده و هست.


 


ریکی‌ بعد از خانم‌ تاکاتا


بعد از درگذشت‌ خانم‌ تاکاتا در یازدهم دسامبر 1980، برخی از شاگردان بر جای مانده از آن استاد مرحوم (نظیر ایریس‌ ایشی‌ کورا) با پیروی از حس شهودی و راهنمایی درونی خود نه تنها از سخت گیری های استاد تاکاتا در زمینة آموزش ریکی (نظیر ممنوعیت یادداشت برداری و یا ضبط تعالیم شفاهی معلم ریکی بر روی نوار کاست) بلکه از شهریة مرحلة استادی نیز تا حد قابل توجهی کاستند. به این ترتیب، جوهرة تعالیم استاد میکائو اوسوئی مبنی بر این که تعالیم ریکی باید با قلبی گشوده و برای عموم آموزش داده شود در زمانی که لازم بود تا دانش و برکات ریکی در دسترس تعداد بیشماری از انسانها قرار گیرد، به تحقق پیوست و باارزانتر شدن‌ شهریه‌ کلاس‌ها، ریکی‌ سریعاً توسعه‌ یافت‌ و به‌ سراسرجهان رسید در حال‌ حاضر حداقل‌ دویست‌ هزار استاد ریکی‌ و بیش‌ از یک‌ میلیون‌ شفاگر در سراسرجهان وجود دارند و این‌ تعداد رو به‌ افزایش‌ است.


یکی از خصوصیات بارز فرهنگ غربی، احساس نیاز به تأثیر گذاری در مکاتب معنوی مشرق زمین برای به روز نمودن، قدرتمند تر کردن و خلاصه، ساده تر کردن تعالیم است. پس از دهة 80 میلادی، همزمان با دسترسی آسان تر به ریکی در غرب، سیستم ریکی نیز از این تأثیر مبری نماند. برخی از معلمین ریکی در اروپا و آمریکا به منظور مطابقت دادن ریکی با شرایط خاص زندگی مدرن، سمبلها و تکنیکهای جدیدی برای درمان و همسوئی به ریکی اضافه نمودند. آنها بر این باور بودند که گرچه ارتعاش و احساس حاصله از چنین مداخلاتی، تا حدی متفاوت از احساس ریکی اصلی است، اما با توجه به اینکه از یک سو تأثیرات بدست آمده در افراد همچنان مشابه روش اصلی یا در مواردی حتی مؤثرتر و قدرتمند تر از آن گزارش شده و از سوی دیگر کلیة انواع شفا بخشی و درمانهای معنوی از یک منشأ واحد سرچشمه می گیرند، می توان سبکهای دیگری به سبک اصلی ریکی افزود. از جمله ادعاهای این معلمین ریکی در مورد تأثیرات سبکهای متفرقه مورد نظر، میتوان به کاهش مؤثر تر درد، شفا در سطوح عمیق تر، اتصال بیشتر با انرژی زمین و افزایش بیشتر خلاقیت و آرامش اشاره کرد.


بسیاری از صاحب نظران، به دور از هرگونه تعصب، معتقدند آشنا بودن با سایر سبکها و تکنیکهای اضافی ریکی در صورت پایبندی به اصول اولیه ریکی و ادای احترام به سبک استاد اسوئی، قابل تشبیه به برخورداری از ابزارهای بیشتر برای انجام تعمیرات توسط یک تعمیر کار است. به عبارت دیگر، می توان در صورت لزوم، با استفاده از سمبلها روشهای درمانی و مراقبه های موجود در سبکهای مختلف ریکی، از فواید جانبی آنها بهره مند شد.


در حال حاضر بیش از 30 سبک ریکی در دنیا آموزش داده می شود که هر کدام پیروان و علاقه مندان خاص خود را دارد و صرفنظر از اصالت یا ریشه های آشکار و غیر آشکار آنها، به هدف مشترکی می پردازند. یکی از نخستین تکنیکهای ابداعی ریکی در سال 1984 توسط اتل لومباردی (Ethel Lombardi) یکی از اساتید تعلیم یافته از خانم تاکاتا مطرح شد، ماریل (Mari el) نام دارد. از سایر روشها می توان به برخی که معروف تر و شناخته تر هستند اشاره نمود: (تکنیک پرتو تابی، راکو کی، ریکی تبتی، کارونا ریکی، ریکی رنگین کمان، ریکی عصر طلائی، ریکی جین کی دو، ریکی ژاپنی ساتیا، مِن چو ریکی، ساکو ریکی، ریکی ستاره آبی).


در نهایت می توان گفت آموزشهای ریکی صرف نظر از نوع سبک، باید دارای چهار خصوصیت اساسی باشد:


1- قابلیت اجرای ریکی از طریق دریافت همسوئی از یک استاد ریکی در فرد ایجاد می شود و نمی توان آنرا تنها با گذر زمان و از راه تمرین و مراقبه کسب نمود.


2- تمامی سبکهای ریکی به صورت میراثی در طول نسلها امتداد یافته اند به این معنی که از زمان استاد اسوئی تا کنون، سینه به سینه توسط همسوئی از استاد به شاگرد وی منتقل شده است.


3- در ریکی فرد نیازی به استفاده از ذهن خود برای هدایت انرژی ندارد بلکه انرژی ریکی توسط آگاهی و شعوری والاتر از آگاهی و ادراک فردی هدایت می شود و کیفیت و نوع ارتعاشات مورد نیاز برای هر موقعیت یا بیماری به میزان مورد نیاز تنظیم شده و در اختیار قرار می گیرد.


4- ریکی فاقد هرگونه عارضه ای است.


 



ری کی 1

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا


معنای لغوی ریکی


ریکی یک واژة ژاپنی است که از دو بخش ری و کی تشکیل شده است. از آنجایی که در زبان ژاپنی صدای «ر» وجود ندارد، این واژه به صورت «لیکی» تلفظ می شود. ری به معنی روح خدا و کی به معنی نیروی حیات است. ری به ذات و ماهیت همه موجودات زنده و غیر زنده در جهان نیز گفته می شود و از نظر معنوی، انرژی است جهانی و هدایت شده. ری همان روح متعالی است که ما آن را خدا می نامیم. آن میدان پاک و شعور خلاقی است که همة موجودات و کل هستی را پدید آورده است. همان انرژی جهانی است که هنگام درمان به طور متمرکز در دستها جریان دارد. کی، خودآگاهی بدن انسان و انرژی نیروی حیات است. این نیروی حیات در فرهنگهای گوناگون به نامهای پرانا، مانا، اِلان ویتال و کا نیز خوانده می شود. لازمة اینکه یک انسان از تندرستی کامل برخوردار باشد، این است که یک جریان آزاد کی در تمام قسمتهای جسم، ذهن و روح جریان داشته باشد. ریکی توسط دکتر اوسویی دوباره کشف شد.  


 


دکتر میکائو اوسویی‌


 دکتر اسوییدکتر میکائو اوسویی‌ یا همانطوری که توسط‌ شاگردانش‌ در ژاپن‌ نامیده‌ می‌شود، استاد اوسویی‌ در 15 اوت‌ 1865 در روستای‌ یاگو در بخش‌ یاماگاتا در استان‌ گیفوی‌ ژاپن‌ متولد شد. نام‌ جدش‌ تسونتان‌ چیبا، نام‌ پدر او اوزیمون‌ و نام‌ خانوادگی‌ مادرش‌ کاوایی‌ بود بنظر می‌رسد که‌ او در چهارده سالگی‌ وارد یک‌ مدرسه‌ بودایی‌ تندائی‌ نزدیک‌ کوه‌ کوراما «کوه‌ زین‌ اسب‌» شد. او همچنین‌ کیکو یا روش‌ ژاپنی‌ چی‌ کونگ‌ را که‌ یک‌ نظام‌ تندرستی‌ و شفابخشی‌ بر اساس‌ گسترش‌ و استفاده‌ از انرژی‌ حیات‌ می‌باشد آموخت‌. در این روش، فرد ابتدا می بایست تمریناتی برای ایجاد و افزایش انرژی انجام می داد و بعد آنرا به دیگری منتقل می کرد، لذا درمانگر در این روش مستعد افت انرژی بود. لذا او از همان زمان در فکر و جستجوی روش دیگری بود که بدون کاستن از انرژی خود بتواند به دیگران انرژی دهد.


دکتر اسویی همواره در طلب علم (پزشکی، روانشناسی، ادیان، علوم معنوی، ...) بود و در این راه در کشورهای ژاپن، چین و اروپا در قالب یک راهب بودایی سفر می کرد. و در همین زمان به لطف توان ماورائی که در ذات خود داشت، توانست به گروه متافیزیکی Rei Jyutu Ka بپیوندد.


او به علت هوش و استعداد بسیار و پشتکار فراوان، به مقام های وزارت بهداشت و رفاه عمومی و همینطور شهردار توکیو منصوب شد و متعاقباً به علت ارتباطاتی که در این پستها با افراد قدرتمند برقرار کرد، تبدیل به یک تاجر موفق شد. تا مدتی، تجارت او رونق داشت تا اینکه در سال 1914 وضع دگرگون شد و با تکیه بر زمینه های معنوی خود، تصمیم گرفت کار را ترک کرده و به یک راهب بودایی مبدل گردد. سپس به کوه کوراما (جایی که دوره آموزشی‌ 21 روزه‌ای‌ به‌ نام‌ ایسیوگو از سوی‌ معبد بودایی تندائی‌ سازمان‌ داده شده‌ بود) بازگشت تا زندگی معنوی را دوباره از سر گیرد. در آنجا تصمیم گرفت در زیر جریان کوچکی از آب به مدت 21 روز به مراقبه بپردازد تا با فعال شدن چاکرای تاجی، به پاسخ سؤال خود یعنی یافتن روش ایده آل شفا بخشی برسد. در پایان این مراقبه در ماه مارس سال 1992، نور عظیمی به تاج سر او وارد شد و به این ترتیب توسط انرژی و آگاهی ریکی همسو گردید. در این زمان آگاهی او تحولی شگرف پیدا کرد و دریافت که همان روش شفابخشی مورد نظر خود را که سالها در جستجوی آن بوده، یافته است.


                           kurama2         kurama1


او در ابتدا درمان را بر روی خود و سپس افراد خانواده اش آغاز کرد. آنگاه در ماه آوریل سال 1922 به توکیو نقل مکان نمود و یک جامعه شفابخشی ریکی به نام (Usui Reiki Ryoho Gakkai) را پایه گذاری کرد. او همچنین درمانگاهی در Harajuku در نزدیکی معبد معروف Meiji در مرکز توکیو تأسیس نمود و در آنجا به درمان بیماران و آموزش ریکی پرداخت.


دوره های آموزشی ریکی استاد اسوئی به 6 مرحله تقسیم می شد (که از 6 شروع و به 1 ختم می شد یعنی بر عکس آنچه در اغرب نامگذاری می شود. بعدها خانم تاکاتا، مراحل چهارگانه اول یعنی 6 تا 3 را تحت عنوان ریکی 1 ادغام نمود و لذا در مرحلة اول ریکی، چهار همسویی (Attunement) انجام می شد.


مراحل ششگانه آموزش ریکی توسط دکتر اسوئی عبارت بود از:


چهار مرحلة اول یا مراحل ابتدایی:


مرحله اول، شودن نامیده می شد که‌ به‌ چهار سطح‌ تقسیم‌ می‌گردید: روکوتو، گوتو، یان‌ توسان‌ تو


مرحلة پنجم: آموزش باطنی Okuden (Inner teaching) نامیده می شد و دو سطح‌ داشت:


  Okuden zenki


Okuden koki


مرحلة ششم: آموزش اسرار یا آموزش حرفه ای Shinpiden (Mystery Teaching) نامیده می شد که ما آنرا سطح‌ استادی‌ می‌نامیم‌. این‌ سطح‌ شامل‌ شی‌ هان‌ کاکو (دستیار مدرس‌) و شی‌ هان‌ (مدرس‌ ارجمند) می‌باشد.


دکتر اسوئی به مرحلة آخر ریکی نام استادی (Mastery) نداد چرا که دانشجوی ریکی در مرحلة آخر لزوماً به اشراق نرسیده است. اما اگر خانم تاکاتا نام استادی را برای این مرحله قائل نمی شد، به احتمال بسیار ریکی نمی توانست اینگونه در غرب گسترش یابد خصوصاً در دهة 70 و 80 میلادی که تمایلات مربوط به نفس (ego) در غرب بالا بود.


درمان و آموزش در کلینیک دکتر اسوئی ادامه داشت تا اینکه در سال 1923 به دنبال زلزلة بزرگ کانتو، بیش از 14000 نفر کشته شدند و تعداد زیادی آواره برجای ماند. هزاران زخمی و مجروح و معلول در توکیو پراکنده شده بودند و همگی آنها از لحاظ روانی دچار صدمة شدیدی بودند. به همین خاطر، دکتر اسوئی و شاگردانش بطور شبانه روزی فعالیت داشتند تا بتوانند هرچه بیشتر به مردم یاری برسانند.


دکتر اسوئی در سال 1925، کلینیک بسیار بزرگتری در شهر توکیو تأسیس نمود و سپس برای گسترش آگاهی ریکی به سراسر ژاپن سفر نمود. او معتقد بود ریکی نباید منحصر به گروه خاصی باشد بلکه چون راهی برای تجربة الوهیت است، همة انسانها باید از آن بهره مند باشند تا دنیای بهتری لبریز از صلح و سلامت و آرامش داشته باشیم. با همین آرمان، دکتر اسوئی در طی سالهای پس از زلزله، بالغ بر 2000 دانشجوی ریکی و 16 معلم ریکی تربیت کرد.


دکتر اسوئی سرانجام در روز نهم مارس سال 1926 در حین تدریس ریکی در فوکویاما، بعلت سکته مغزی درگذشت.


پس از فوت دکتر اسوئی، جانشین ایشان آقای جوزابورو اوشیدا (Juzaburo Ushida) و شاگردان آن استاد بزرگوار، سنگ مزاری را که فرازهایی از زندگی و خدمات دکتر اسوئی بر آن حک شده است، در محل به خاک سپاری وی مستقر نمودند.




مقدمه ای بر چاکراها

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

موضوع چاکراها یک بیان ساده نیست. فلاسفه و بسیاری از دانشمندان در پذیرش موجودیت وتوصیف آنها در گذشته ای نزدیک با مشکلات زیادی روبرو بودند. آنان نتوانستند درک کنند که چاکراها در بدن روانی (هاله مغناطیسی و انرژیک اطراف بدن) قرار دارند یا فیزیکی. اگر در بدن فیزیکی می باشند به راستی مکان آنها در کجای بدن است؟ البته بدن روانی در قلمرو تشریح علم جدید نیست.


 


اخیرا مطلع شدم که مقالات مفصل و کاملی در رابطه با دانش چاکراها پیرامون مسائل پزشکی در ماهنامه های سراسری پزشکی به چاپ و نشر رسیده حتی دستگاهی جهت اندازه گیری میزان و سطح انرژی و رویت هاله تابان اطراف بدن ساخته شده و هم اکنون در ایران هم موجود میباشد.


 


قبل از ورود این دستگاههای جدید و مدرن امروزی به ایران از این موضوع مطلع بودم که دکتر هیروشی موتویاما ، محقق بزرگ ژاپنی ماشینی جهت اندازه گیری انرژیهای روانی یا به عبارتی هاله تابان (اورا)- (aura)، ساخته است.در اغلب بیمارستانهای ژاپن از دستگاه مخصوصی استفاده میشود که میتواند ارتعاشات نادیها (( مسیرهای لوله مانند انرژی که حکم رگهای بدن را در بدن انرژیک یا هاله ما دارد و همچنین از طریق همین نادی ها میباشد که چاکراها با هم در ارتباط انرژیک قرار دارند در واقع انرژی به مثابه خون در این رگهای بدن هاله ای میباشد.)) و ارتباط آنها را با سیستم بدن اندازه گیری نماید و وضعیت ششها و بیماریهای قریب الوقوع را تشخیص دهد.


 


اختراع دیگری شده است در مورد چاکراها، با این ماشین، قوای محرکه قطعی را که منشا آنها مرکز روانی یا هاله ای ستون فقرات است ثبت مینماید. حتی با این دستگاه می توان حدود توانائی های روحی افرادی را که چندین سال است به تمرین یوگا مشغولند و توفیق یافته اند که چاکراها را بیدار و فعال کنند، ثبت و اندازه گیری کرد.


 


برای مثال: وقتی یک تمرین پرانایام (تنفس پرانائی چاکرا که در حلقه انجام میدهیم) ، کمبا ها کایا مها باندا ها، انقباض عجان، شکم و غده تیروئید انجام می گیرد، قوای محرکه آنی که از مراکز هاله و روانی صادر میشوند به وسیله این دستگاه ارزیابی می گردند این دستگاه عمل قطعی انرژی را که با تمرینات یوگا در بدن عمل میکند به طور دقیق نشان میدهد.


 


با این وصف برای توضیح علمی هنوز ما به تحقیقات بیشتر وتدارکات دیگر نیازمندیم. علی رغم توسعه علمی در این زمینه، در تعبیر و تفسیر چاکراها اختلاف زیادی وجود دارد البته این اختلاف نظرها عمده نیستند اما وجود دارند زیرا متفکرین و فلاسفه تعابیری از قبل تعیین شده را در باره محل، رنگ و شکل چاکراها ارائه می دهند.


 


فرقه های مسیحی و سایرین هر کدام ضمن تائید این مراکز، به تفسیرهای مختلف پرداخته اند و متون تانتریک درست به اختلاف افکاراشاره مینمایند.



درک چاکراها

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

چاکراها ، کندالینی (انرژی اتمی بدن که به صورت ماری خفته در انتهای استخوان خاجی ستون فقرات قرار دارد و با بیداری آن و حرکت به سمت چاکراهای بالائی و در نهایت رسیدن به مغز و استقرار در آن انسان به انسان برتر یا نیروانا تبدیل میشود) و ذهن در تمام سطوح ارتعاشات، سیمای ظریف اما بسیار پیچیده و بغرنج دارند و درک بیشتر این سطوح باید حضوری و شخصی انجام گیرد. به همین مناسبت است که ، اشخاص مختلف از نقطه نظرهای متفاوت به سیما و منظره پنهانی توجه مینمایند.


برای نمونه اگر در باره چاکراها درکی داشته باشند، درک آنها با تمایلات خصوصیشان در آمیخته است.


تمرکز بر روی چاکراها به گونه های مختلف صورت میگیرد. بعضی تمرکز میکنند بر سیمای رمزی بسیار ظریف آنها، گروهی بر تظاهرات پرانیکی و انرژی های چاکراها تمرکز دارند، بعضی روی اعمال واقعی، اثرات روحی وهمچنین عده ای بر ضمائم فیزیکی تمرکز مینمایند.


اینها همگی درست است اما زمانی که توانائی های متنوع با هم برخورد میکنند نتیجه مشاهدات از نقطه نظرهای مختلف صحبت میشوند. تصور کنید مردی را که مورد مشاهده قرار گرفته است حال یک شخص او را ازمیان دوربین می نگرد و او رادرشت میبیند. اگر این مرد با اشعه ایکس دیده شود به صورت استخوان بندی مشاهده میگردد. در صورتی که برای دیدن او از یک گاستروسکپ استفاده کنیم شکم او را بیرون از خودش خواهیم دید و چنانچه او را با چشم غیر مسلّح ببینیم، وی در اندازه معمولی خواهد بود. در اینجا مرد یکی است ولی نقطه نظرها متفاوت است.


به همین طریق یک یوگی یا یک صوفی چاکراها را در طریق روحی یا رمزی تشریح و توصیف میکند و یک جراح متخصص آنها را شاخه یا رشته هائی از اعصاب دانسته و به نام عقده توصیفشان میکند. یک روشن بین، نظر به تظاهرات انرژیک آن در جهات مختلف دارد.


ممکن است که این مشاهده کنندگان در ظاهر با هم توافق نداشته باشند اما حتما بر این نکته اتفاق نظر دارند که موضوع واحدی را از زوایای مختلف مشاهده میکنند.


این نقطه نظرها با توسعه علم معانی بیان موجب اختلاف ادبیات و فرهنگها شده اند. این مشکل آنهائیست که سعی دارند عقاید و تجارب رادر لغات به دیگران ابلاغ کنند. از آنجا که من برای توصیفهای تانتریک احترام زیادی قائلم، تجارب مربوط به خودم را دارم. بنابراین در توصیف چاکراها من به هر دو اشاره میکنم، هر چند که شما به فاصله کوتاهی سعی خواهید کرد که با استفاده از نوشته ها یا توضیحات دیگران وتجارب شخصی به درک چاکراها نائل آیید اما در نهایت شما خود شخصاً باید به تجربه چاکراها وتوسعه آگاهی بپردازید.


تانترا هم یک روش علمی وهم عمومی و عملی است وتمرینات آن میتواند شما را برای کسب تجارب "حقیقی" ودرک درست راهنمائی کند.



مبحث شناخت علائم رمزی چاکراها

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

آگاهی از اختلاف رنگها ورموز چاکراها برای کسانی که به تمرینات ریکی و کندالینی و کریا یوگا میپردازند لازم است.


هر چاکرا شکل خاص و زیبائی دارد که در بیداری شخص مشاهده میگردد. هر چاکرا دارای رنگ، شکل، مانترا (ذکری که انرژی را در جهت خاصی تشدید می کند) و موقعیت خاصی است که با یک سلسله تجارب که با آن پیوند دارد مشاهده میشود.


از آنجا که نیایش های محرمانه وسیستم های روحی برای نشان دادن چاکرا ها رموز مختلفی را به کار گرفته اند، در تانترا (نوعی فلسفه شرقی که بر پایه اصول یکتا پرستی استوار است وخدای بی شکل را شکل دهنده همه چیز میداند) و یوگا هم به همین صورت عمل میشود و در گل نیلوفر (لوتوس) توصیف میگردند. گل نیلوفر بسیار پر مفهوم است وبه سه سطح زندگی که انسان باید از آنها عبور کند اشاره مینماید.1- مرحله یا حالتهای جهل2- آز، کوشش 3- تنویر فکر یا آگاهی بالا.


رویش و وجود نیلوفر بر سه سطح لجن، آب و هوا است. در لجن جوانه میزند و آن جهل است. در آب رشد می کند وسعی بر رسیدن به آب دارد که همان کوشش و آز است. سرانجام خودش را رویه آب میرساند و به طور مستقیم از روشنائی خورشید استفاده میکند که مرحله تنویر فکر است.


بنابراین نیلوفربرای رشد آگاهی انسان از پائین ترین مرحله به بالاترین مرحله به صورت رمز عمل میکند.


لوتوس در اوج رشد، گل بسیار زیبائی دارد. به همین طریق، در فرد،روحی که در اوج قرار گیرد، شکوفائی که در ذات بشر است در او شکوفا میشود. بنابراین هر چاکرا به صورت یک گل نیلوفر با گل برگهای مشخص و با رنگهای مخصوص درک میشود.


 


مولاداهارا (ریشه)                      لوتوس با چهار گلبرگ                با رنگ قرمز


 


 سوادهیستا نا (جنسی)            لوتوس با شش گلبرگ                با رنگ شنگرف یا نارنجی


 


ما نی پورا (خورشیدی)             لوتوس باده گلبرگ                     با رنگ خاکستری یا زرد


 


آنا هاتا (قلب)                    لوتوس بادوازده گلبرگ         با رنگ آبی یا سبز یا صورتی


 


 ویشود هی (گلو)                         لوتوس با شا نزده گلبرگ          با رنگ بنفش یا آبی


 


آجنا (چشم سوم)                        لوتوس با دو گلبرگ                    بارنگ نقره ای یا فیروزه ای


 


 سا ها سرارا (تاج)                      لوتوس با هزار گلبرگ                با رنگ قرمز یا بنفش


 


 


 


هر چاکرا شش صفت یا ویژگی دارد: 1- رنگ، 2- گلبرگ، 3- یانترا، 4- بی جامانترا، 5- سمبل حیوان و 6- رمز الوهیت. هرچاکرا یک حیوان و یک الهه در خود دارد.


حیوان رمز و اشاره به غرائز تکامل یافته قبل و الهه به هوش عالی دلالت میکند. من در انفجار چاکرا، ممکن است رنگ مخصوص چاکرا را بیان کنم، اما ممکن است یوگی دیگری که یوگی خوبی هم باشد، رنگ چاکرای دیگری را مشاهده کند، این یک واقعیت است برای هر دوی ما.



تائوی سلامتی 4

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

در یادگیری و خلق افکار جدید با مشکل روبرو میشوید. زمانی که به خود فشار می آورید تا بهتر یاد بگیرید، موضوع در حافظه ی شما نمی ماند و درونتان آن را قبول نمی کند.


در سیستم تائویی ما معتقد به وجود رابطه میان یادگیری با اندامها، احساسها و جزء جزء بدنمان هستیم.زمانی که به احساسات وغددتان تبسم می کنید، با آنها ارتباطی شایسته برقرار میکنید.


وقتی که چشمها عصبی هستند یا ترسیده اند، تمام اندامها واحساسات بسته می شوند. به عنوان مثال، زمانی که از شخصی خوشتان نمی آید، بدنتان آن شخص را قبول نمیکند و بنابراین پذیرش افکار و یا آموزش هایش برایتان ناممکن خواهد شد.


2- منشأ انرژی شنوائی


سرچشمه ی انرژی شنوایی کلیه ها هستند و این اندام با مثانه در ارتباط است. به عنوان مثال، اگر کلیه هایتان خوب کار کنند دقت بیشتری خواهید داشت وبدین ترتیب بهتر یاد می گیرید.


حس شنوائی در یادگیری بسیار حائز اهمیت است. وقتی که کلیه هایمان قوی هستند، توان یادگیری امان افزایش می یابد.


مثانه به پاک شدن خون از مواد سمی وتسهیل جریان خون کمک میکند. اگر مثانه ضعیف باشد کلیه ها از این وضعیت تاثیر می پذیرند.


3-منشأ قدرت بیان


منشا نیروی گویایی، قلب واندام مربوط به آن، روده ها هستند.


قلب وضعیت روحی مناسب را برای یادگیری به وجود می آورد و مرکز لذت نیز هست.


بدون شوق خواستن و یادگیری، آموختن بسیار مشکل خواهد بود.


راز یادگیری در بانشاط بودن ، تفریح کردن و لذت بردن است. زمانی که اینها وجود داشته باشند بدنتان آموختن را می پذیرد. در عین حال قلب مرکز صداقت و درستی هم هست. وقتی صادق هستید قلبتان باز و راحت است. زبان با قلب رابطه برقرار می کند و این رابطه باعث پذیرش میشود.


ذهن شما داده ها را طبقه بندی میکند وآنها را با آنچه قبلاً آموخته اید مطابقت می دهد.


برای عمل تطبیق، روده هایتان شما را یاری می دهند.


اگر در روده بزرگتان ناراحتی وجود داشته باشد، قلبتان از این مسئله تأثیر خواهدپذیرفت.


بیشتر اوقات برای یادگیری چیزهای جدید، حس می کنید برای تطبیق خود با دانسته های تازه به زمان نیاز دارید.


 4-منشأ انرژی بینایی


سرچشمه ی قدرت بینایی کبد و اندام مربوط به آن، کیسه صفرا است.


زمانی که کبدتان خوب عمل میکند در حالتی ایده آل هستید، راحت تر تصمیم می گیرید وبه راحتی آموخته های جدیدتان را با تجارب دیگر تطبیق میدهید.


رابط بیرونی کبد چشمها هستند. اگر کبدتان ضعیف یا مریض باشد، هنگام عصبانیت ویا نگرانی در تصمیم گیری به مشکل بر میخورید و نیروی بینائیتان ضعیف می شود.


بنابراین مرتب کردن مشاهدات در ذهن و مطابقت دادن آموخته ها با دیگر دانسته ها، برایتان مشکل خواهد بود. در عین حال داشتن یک کیسه صفرای سالم، به شما قدرت تصمیم گیری فراوان خواهد داد.


5- منشأ انرژی پذیرش


منشأ انرژی پذیرش طحال و معده است. طحال به شما احساس خوب یکپارچگی میدهد. رابطه آن با بیرون، از راه دهان می‌باشد و شامل نیروی گفتار ، صدا و هضم آموخته هاست.


معده با طحال در رابطه است. در وضعیت متناسب ، افکار جدید و روشهای تازه را خواهید پذیرفت.زمانیکه یکبار چیز جدیدی را پذیرفتید، تمایل بیشتری به یادگیری چیزهای جدید خواهید داشت و این عمل را راحتتر انجام خواهید داد.


6- منشأ انرژی بویایی و حس جنبشی


سرچشمه انرژی بویایی و حس جنبشی ریه ها و روده بزرگ است. ریه‌ها با تأثیرات خوب در رابطه‌اند و بینی و صورت منفذ آنها بشمار می‌آید. این دو با حس جنبشی و حس لامسه مربوط هستند و به همین دلیل ما را از اتفا قات اطرافمان آگاهتر می کنند، بنابراین استعداد یادگیریمان را تا حد زیادی افزایش می دهند.


روده کوچک با عمل تخلیه در رابطه است. و شما را از لحاظ روحی و فیزیکی در حالت باز نگه میدارد.


زمانیکه دچار یبوست هستید نسبت به افکار جدید بسته و نسبت به تغییر بی‌میل می‌شوید. بسیاری از دانش‌آموزان بدون آنکه قدم بسیار کوچکی در راه تغییر بردارند، نمی توانند به نوعی ،افکار قدیمی و روشهای کهنه را کنار بگذارند.


روده کوچک همچنین کمک می کند تا وظایف ریه‌ها بهتر انجام گیرد.


7-انرژی غدد فوق کلیوی به شما شوق آموختن می بخشد


غدد فوق کلیوی به کلیه‌ها شادابی و انرژی گرمائی ( یانگ) می دهد و در عین حال، شخص را از انرژی سرشار می کند و او را نسبت به آموختن مشتاق تر می‌سازد.


زمانیکه شاداب نباشید، خود را تنبل، خواب آلوده و نسبت به آموختن بی میل حس می‌کنید.


8- غدد تیروئید و پاراتیروئید به قدرت بیان و توضیح شما کمک می کنند.


غدد تیروئید و پاراتیروئید برای افزایش نیروی فکری و توضیح تجربیات و تحقیقات به شما کمک می کند، بنابراین تمام احساسهایتان می تواند با آموختن رابطه داشته باشد.


9- غده ی تیموس به دستگاه گوارش‌تان کمک می کند.


غده تیموس، مرکز انرژی است و در قوی ساختن دستگاه گوارش به شما کمک می کند. این غده انرژی می آفریند به این ترتیب به شما شوق و توان آموختن می دهد.


10- انرژی اندامهای جنسی ، قدرت خلاقیت را افزایش می‌دهد


اندامهای جنسی منشأ انرژی خلاقیت هستند. هرگاه انرژی جنسی تان کم باشد، از قدرت خلاقیت‌تان کاسته می شود و در بندروشهای قدیمی و نارسا اسیر خواهید شد.


زمانیکه بدانید چگونه به انرژی جنسی خود تبسم کنید و چگونه آنرا افزایش دهید، قدرت حل مشکلات روزانه خود را نیز افزایش خواهید داد.


11- ستون فقرات مرکز ارتباط است


ستون فقرات مرکز ارتباط و آزمایش است . به ستون فقرات خود تبسم کنید. زمانیکه یادگرفتید آنرا راحت سازید، قدرت ارتباط شما افزایش خواهد یافت. در عین حال ستون فقرات عامل کنترل شناخته شده است.


 12- راهنمای یادگیری پیشرفته


الف- به یادگیری تبسم کنید. به اندامهایی که در برابر اندیشه های جدید مقاومت می‌کنند تبسم کنید، به عنوان مثال، اگر قلب‌تان نسبت به قبول کردن و باز شدن بی میل است، به آن تبسم کنید. و طعم لذت یادگیری را بچشید.


اگر در کبد‌تان در برابر روحیه جستجوگری مخالفتی جدی هست، به این اندام تبسم کنید.


ب- بگذارید دستها، پاها، سر، سینه و بقیه اعضایتان همگی از طریق کارکردن با یادگیری در ارتباط باشند. به عنوان مثال اگر به تازگی کار با کامپیوتر را یادگرفته اید، مثل کامپیوتر عمل کنید و یا خود را کامپیوتر فرض کنید.


 به داخل آن نفوذ کنید و آن را بشناسید. دستها و چشمهای خود را به کار گیرید و بگذارید تمام آنها با چیزی که یادمی گیرید در ارتباط باشند.


پ - به احساسهایتان تبسم کنید، بگذارید باز و سبک شوند، از یادگیری خرسند باشند و همگی با یادگیری مرتبط باشند. اول از حس بینائی شروع کنید، بعد حس شنوائی،بویایی، لامسه و چشایی را به کار اندازید.


با حس بینایی‌تان مجسم کنید چیزی که یادمی‌گیرید شبیه چیست، با حس شنوایی مجسم کنید صاحب چه صدایی است، با حس بویایی بوی آنرا مجسم کنید، با حس لامسه چگونه حس‌شدنش را تجسم نمائید و با حس چشایی مزه اش را مجسم کنید.


ت- در زندگی روزمره بهترین چیزی را که بلدید و یا بهترین مثل ها را بکار برید. به عنوان مثال، اگر به باغبانی مشغول هستید و یا گلها را دوست دارید، می توانید چیزی را که یادمی گیرید به باغبانی و یا گلها تشبیه کنید.


اگر حیوانات را دوست داید، چیزی را که یاد می گیرید به حیوانات و یا خصوصیت آنرا به خصوصیات حیوانات تشبیه نمائید.


ث- تمام وجود خود را با عمل یادگیری یکی کنید. تمام دستگاههای خود را، یعنی احساسها، اندامها، دستها، بازوها و غیره را امتحان کنید. آنهایی را که در برابر یادگیری مقاومت می کنند خود را نشان خواهند داد. به آنهاتبسم(توجه همراه با محبت) و ابراز دوستی کنید و بگذارید در یادگیری به شما بپیوندند.


پ -بدست آوردن اقتدار شخصی به کمک تبسم درونی


1- تبسم ( توجه همراه با محبت) قوی ترین انرژی شخصی است. تبسم واقعی که از اندامهایتان سرچشمه می‌گیرد کمک می کند تمام اندامها قدرت خلاقه‌شان را بکارگیرند.


تبسم درونی به اندامهای حسی، به خصوص به چشمها حالت خوبی می بخشد.


وقتی یکبار یاد گرفتید چگونه تبسم کنید می توانید به تمام اندامهای تان انرژی بدهید.


مجسم کنید 63 تریلیون سلول دارید و هر سلول به شما انرژی اندکی می دهد. وقتی که مقدار این انرژی را ضربدر 63 تریلیون بکنید، حاصلی فراتر از باور بدست می‌آید.


هرگاه آرام و متعادل باشید ( اهل ری‌کی باشید) و تبسم کنید ، می توانید انرژی‌تان را در حد بالا ودر هر زمان در حالت آماده باش نگهدارید.


میزان انرژی همیشه سرنخ اصلی بشمار می‌رود.


2- وقتی میزان انرژی شما افزایش یافت، برای افزایش میزان موفقیت‌تان انرژی بیشتری دارید. در فعالیتهایی که می کنید راحتی بیشتری خواهید داشت و آنچه را می‌خواهید و چگونگی رسیدن به آن را به درستی تشخیص خواهید داد.


3- به اندامهای جنسی خود تبسم کنید. میزان انرژی جنسی هرقدر که باشد همانقدر انرژی شخصی بدست خواهید آورد. هرگاه نیروی جنسی تان کم شود، نیروی شخصی شما نیز کم خواهد شد. با به گردش درآوردن نیروی جنسی خود، این نیرو را به کمک تمرین حفظ و افزایش دهید.


غذاهایی که می خورید و یا داروهایی را که مصرف می کنید نیروی جنسی بادوامی به شما نخواهند داد. از سرچشمه‌های اصلی انرژی جنسی ، یادگیری به گردش درآوردن انرژی جنسی در بدن است.


در سطوح بالاتر کلیه مراحل تمرین به همراه تصاویر مربوط به آن آموزش داده شده است.




تائوی سلامتی 3

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

تبسم درونی


 


1-فواید


 


 الف-  انرژیهای رده پایین در مقابل انرژیهای رده بالا


در تائوئیسم احساسات منفی تحت عنوان انرژیهای رده پایین رده‌بندی می شود.


بیشتر انسانها زندگیشان رادر غصه، ناراحتی، ترس، نگرانی و احساسات منفی دیگر می گذرانند.


این نوع انرژیها موجب ناراحتی کرونیکی‌شده انرژیهای اصلی حیات را تارو مار می کنند.


تبسم درونی برای اندامهای ما، غدد درون ریز، عضلات و سلسله اعصاب یک تبسم واقعی است. این تبسم جهت تولید انرژیهای رده بالا بکار می رود و بعدا تبدیل به انرژی رده بالا می گردد.


یک تبسم از ته قلب، انرژی پرقدرت گرمایی و سلامتی بخش سرشار از عشق را آزاد می سازد. به خاطر بیاورید زمانی که از لحاظ روحی و یا جسمی ناراحت بوده اید، شاید یک غریبه به شما تبسمی کرده‌است و آن وقت شما چگونه خود را به یکباره خوب حس کرده اید.


استادان تائویی در چین قدیم ثابت کرده بودند که تبسم دارای قدرتی شگرف است. این استادان با تمرین تبسم درونی می توانستند انرژی «چی» را در بدن خود بگردانند و انرژی «چی» رده بالاتری را بوجود بیاورند وبه این وسیله، خوشبختی و زندگی طولانی را بدست می آوردند.


تبسم کردن یک شخص به خودش شستشوی روح با عشق به شمار میرود و این عشق شما را سالم و جوان میسازد.


تبسم درونی، انرژی تبسم را به اندامها و غدد هدایت میکند و به این ترتیب زندگیمان را پر از نشاط میسازد.


علی رغم اینکه ما عموماً به وضعیت ظاهریمان زیاد توجه میکنیم، تعداد اندکی هستند که به اندامها و غدد داخلی شان توجه می کنند.


اغلب افراد به اینکه این اندامها و غدد شبیه چه چیزی هستند ویا در کجای بدن قرار دارند و کار هر یک از آنها چیست، توجهی ندارند. وبدتر از آن زمانی است که با تغذیه ی اشتباه به این اندامها و غدد صدمه رسانیده، پیامهای هشدار دهنده ی آنها را نادیده میگیریم. مانند مدیری که به کارگرانش توجه نمی کند وبا خوابیدن کار کارخانه، متعجبانه هاج و واج می ماند.


اگر برای اندامها و غدد داخلی مان ارزش قائل شویم و پیامهائی را که برای ما میفرستند (مبحثی کلی و عمیق که در بخش هونا به آن اشاره شده است) حس کنیم، ما را در تعادل و شادابی یاری خواهند کرد.


 


ب – ترشح عسل مانند و ترشح سمی


تبسم درونی برای رهائی از خستگی و فشار زندگی روزمره بهترین چیز و بینهایت موثر است.


مردم برای از بین بردن استرس حاصل از مسائل روزانه میلیونها تومان ویا دلار خرج می کنند. این چاره ها فقط در محدوده های معین به کار میرود و موقتی است.


تبسم درونی با غده ی تیموس ارتباطی نزدیک دارد و عملکرد این غده را بهبود می بخشد.در سیستم تائویی غده ی تیموس مرکز اصلی روشنایی بزرگ، عشق ونیروی حیاتی «چی» است.


زمانی که تحت یک فشار عاطفی هستیم، پیش از هر چیز غده ی تیموس تحت تأثیر این فشار قرار میگیرد.


«نیروی حیاتبخش غده ی تیموس بازرس نیروهای حیات بخش وسلامتی بخش در بدن است.


میتوان با بهبود بخشیدن به عملکرد غده ی تیموس ، در مقابل سرطان مقاومت کرد و از شر آن خلاص شد.»


نوعی از سلولها که سلولهای T نامیده می شوند، به وسیله ی غده ی تیموس تولید میگردند.


ماموریت سلولهای T پیدا کردن سلولهای معیوب و از بین بردن آنهاست. روزانه در بدن ما میلیونها سلول تولید میشود که قسمتی از اینها طبیعی نیستند.


اگر سلولهای T شکل، به وسیله ی هورمونهای تیموس به وجود نیایند ، تولید سلولهای غیر طبیعی ادامه خواهد داشت و در نهایت موجب سرطان خواهد شد.


به این دلیل غده ی تیموس در زندگی هر انسان بالغ نقش موثری در جلوگیری از بروز سرطان بازی می کند.


میتوان به کمک تبسم درونی یک آزمایش مهم را در مورد قدرت غده ی تیموس اجرا کرد.


برای اجرای این آزمایش از یک نفر کمک بگیرید. محل اتصال دومین دنده به قفسه ی سینه اتان محل قرار داشتن غده ی تیموس است. آنجا را بادست لمس کنید.


ابتدا عضلات صورتتان را به طرف پائین فشار دهید، به طوری که کنار لبها بطرف پائین قوس داشته باشد.


یک دستتان را به موازات بدن نگه دارید. دوستتان باید دست شما را به طرف پائین فشار دهد. بعد از آن، همین اعمال را در حالی که تبسم میکنید انجام دهید و تفاوت این دو را ببینید.


این آزمایش فعال شدن غده ی تیموس را در حالت تبسم نشان میدهد.



 



 


 



 


دانایان تائو می گویند زمانی که تبسم می کنید نوعی ترشح از اندامهای تان در تمام بدن شما جاری می شود.


وقتی که ترسیده اید و یا عصبی ویا دچار استرس هستید، نوعی ترشح سمی در بدنتان بوجود می آید که باعث گرفتگی کانالهای انرژی، ازبین رفتن اشتها، سوء هاضمه، بالا رفتن فشار خون، تپش قلب بی خوابی وبروز احساسات منفی می گردد.


با تبسم به اندامهایتان، در عین حال موجب رشد، نرمی ونمناکی آنها می شوید و بدین ترتیب آنها را یاری می کنیدتا وظایفشان را بهتر انجام دهند.


به عنوان مثال، کبد برای ذخیره ی ویتامین ها و مواد غذایی و تصفیه مواد سمی گنجایش بیشتری خواهد یافت.


تبسم درونی از چشمها شروع می شود. چشمها به طور مستقیم با سلسله اعصاب در ارتباط هستند. این سیستم عصبی عملکرد اندامها و غدد را تنظیم میکند.


چشمها اولین دریافت کننده ی امواج احساسی هستند ومی توانند در مواقع استرس یا خطر(فرار یا عکس العمل فوری) اندامها و غدد را به سرعت فعال نمایند.


چشمها همچنین می توانند بعد از رفع خطر سرعت فعالیت را کم ویا کنترل کنند.


بنابراین با راحت کردن چشمها میتوانید تمام بدنتان را راحت کنید وامکان چرخش آزادانه انرژی را دربدنتان بوجود آورید.


پ – یادگیری به کمک تبسم درونی


زمانی که عصبی هستید بیش از حد احساساتی رفتار کرده با عصبانیت و ترس زندگی می کنید. اندامها بسته می شوند و نیروی کار و انرژی کاهش می یابد.


بیشترین قسمت انرژی تان تمام میشود در انتها، نشاط و دقتتان کاهش خواهد یافت.




تائوی سلامتی2

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

بیماری یا ناراحتی با به هم خوردن تعادل انرژی شخص آغاز می گردد.


- دنیای استرس :


هر مشکلی، قبل از اینکه به صورت یک مسئله فیزیکی در بدن بروز کند، میتواند سالها مخفیانه وجود داشته باشد. اغلب ناراحتیهائی که در بخش خاصی از بدن ویا عدم تعادل «چی» بروز می کند، ناشی از کم شدن«چی» یا گرفتگی آن است. اگر این تعادل را در مرحله ی اولیه آن تشخیص دهید، زمان کافی خواهید داشت که بتوانید آن را متعادل کنید.


بیشتر انسانها احساسات منفی را ناراحتی تلقی نمی کنند، ولی در تائوئیسم ما این را علامت مریضی در کبد یا کلیه یا معده و یا شروع ضعف میدانیم.


عناد می تواند علامت عدم تعادل انرژی در قلب باشد. بدبو بودن عرق ویا پس دادن آب بیش از حد منفذهای بدن میتواند علامت نوعی اختلال در کار کلیه ها باشد.


ترس می تواند نشانه به هم خوردن نظم کبد وکلیه ها باشد. خلق و خوی بد و ناراحتیهای فیزیکی نشانه ی به هم خوردن تعادل انرژی در مناطق مختلف بدن است.



در زندگی روزمره، وابستگی هایمان به دنیای مادی روز به روز بیشتر می شود. تفریحات، کار، تغذیه غیر طبیعی باعث میشود هر چه بیشتر بطرف مادیات کشیده شویم و بدین ترتیب بیش از پیش محتاج تر شده، بعد ازبه دست آوردن بعضی چیزها بیشتر و بیشتر حریص میشویم، بدین ترتیب احساساتمان نظم خود را از دست می دهد. با بریده شدن پیوند های احساس مان از دنیای مادی، می توانیم از قید تمامی این احساسات نیز رها شویم.


محافظت از «چی»، افزایش آن و به حرکت در آوردن آن شاید اولین لازمه ی محافظت از خود باشد.شخصی که سکته ی قلبی کرده است برای دور ماندن از دومین آنفاکتوس میتواند این روش را در پیش بگیرد.


برای جلوگیری از پیشرفت ناراحتی های کلیوی یا دردهای پشت، میتوانید این شیوه را به کار برید. اولین تمرین عبارت است از نظم «چی».


در سیستم تائویی تمام کانالهای انرژی اندامها به صورت تور مانند در تمام سطح بدن نمایش داده میشود. گرفتگی یا کم شدن انرژی در اندامها باعث کم شدن انرژی حیاتی میشود و «چی» بد (چی بد عبارت است از انرژی مریضی یا کثیفی که در اندامها یا کانالها تولید می شود) فراگیر می گردد.


اگر هنوز با درون خود رابطه برقرار نکرده ایم، درک تغییرات بزرگ درونمان مشکل خواهد بود.


زمانی که یاد گرفتیم چگونه «چی» مان را حفظ کنیم، افزایش و چرخش دهیم، برای رها شدن از گرفتگی انرژی، افزایش نیروهای دفاعی بدن و جلوگیری از ناراحتی ها، انرژی کافی خواهیم داشت.


در این صورت میتوان به خوشبختی و زندگی سالم دست یافت. هنگام پیری نیز میتوانیم سلامتی مان را حفظ کنیم و تا آخر عمر در کمال نشاط خواهیم ماند.


سیستم تائویی طوری طرح ریزی شده که شما رابه یک زندگی با نشاط و سالم هدایت میکند و شما را قادر خواهد ساخت به دیگر انسانها نیز کمک کنید.


بیشتر کسانی که برای ارضا ء کردن اندامها و احساساتشان وقدرت بخشیدن به آنها، تمرینات را شروع کرده اند; قهوه ، سیگار ، مشروبات الکلی، مواد مخدر و تفریحات مضر را به راحتی ترک کردند.


 


- بهترین پس انداز ، سلامتی است.


تمام انسانها تا زمانی که شادابیشان از بین برود و ناراحتی ها هویدا شود، تمام نیروی حیاتی شان را صرف پول درآوردن می کنند. بعد از آن دائماً مقداری از پولهایشان را خرج بیمارستان و دکتر می‌کنند و بیشتر اوقاتشان را در تختخواب می گذرانند.


بیشتر مردم می‌گویند که برای این تمرینات وقت کافی نداریم و اغلب مشغول مذاکره، کار و نزد بچه‌های مان هستیم.


ما می گوئیم که اگر شما بدنتان، ذهنتان و انرژی روحی‌تان را منظم کنید و ترقی دهید، ذهنتان به روشنی بیشتر دست خواهد یافت و از لحاظ فیزیکی نشاط بیشتری خواهید داشت، کارهایتان را در زمان کوتاه‌تری انجام خواهید داد و احساساتتان بیشتر از قبل متعادل خواهد شد.


برای آموختن شش صدای سلامتی بخش ، تبسم درونی، طرق جوانی تائویی شیتی، تاچی‌چی‌کونگ، چی کونگ پیراهن آهنی و ترکیب پنج عنصر و مراقبهی چرخش میکروکوزمیک زمان کافی لازم است ولی بعد از آموختن این تمرینات جزئی از زندگی روزانه ی شما خواهند شد. به عنوان مثال می‌توانید تبسم درونی را زمانی که در صف شیر ایستاده‌اید انجام دهید.


روزانه بدون آنکه بخواهیم وقت زیادی را در صفهای مختلف و یا در ترافیک و راه‌بندان تلف می کنیم. می توان براحتی از این اوقات که کم هم نیستند برای تمرین استفاده کرد.


بعد از مدتی تمرین در مورد این سیستم، به خوردن و خوابیدن نیاز کمتری خواهید داشت و بتدریج این تمرینات اوقات کمتری خواهد گرفت.تحقیقات و تمریناتم اینطور به من نشان‌داده‌است که اگر یک شخص، روزانه 30 یا 60 دقیقه از وقتش را به تمرینات اختصاص دهد می تواند 1 تا 4 ساعت در کارهایش جلو بیافتد و کارهای بیشتری را در زمان کوتاه‌تری انجام دهد.


بدین ترتیب برای انجام کارهای دیگر زمان بیشتری خواهد داشت.


 


تائو در خانه


تائوئیست ها عامل عدم خوشبختی در خانواده را خصوصیات شخصی زن یا مرد و یا تفاوت میان شخصیتها نمی‌دانند.


جذب شدن دو جنس مخالف به یکدیگر امری طبیعی است. مهمترین چیز درک کردن همدیگر و دیدن نقاط قوت و نقاط ضعف و کمک کردن به هم، جهت رفع نقاط ضعف است.


برای درک شخص مقابل اول باید خود را بشناسید. برای درک خویشتن بهترین راه برقرار کردن رابطه با اندامها بوسیله سیستمهای درونی و احساسات تان است.


بعدها برای تبدیل انرژی منفی، بوجود آوردن احساسات مثبت و ارزشها می توانید اندام هایتان را تقویت کنید.


علت اساسی عدم تعادل انرژی در بدن احساسات منفی است . اگر در یکی از اعضای خانواده انرژی منفی وجود داشته باشد، این امر موجب بوجود آمدن احساسات منفی در دیگر اعضای خانواده خواهد شد. بدین ترتیب تعادل انرژی تمام خانواده ها زیرورو خواهد شد.


 


عدم تعادل جنسی به کمک تمرین، درمان‌پذیر است.


یکی دیگر از عوامل مهم در کانون خانواده عدم تعادل جنسی است. منشأ اصلی انرژی جنسی با نشاط بودن است . به این دلیل اندامها و غدد درون ریز خوشبختی زوجین را فراهم خواهند کرد. یک زندگی پر از اضطراب و مقررات اجتماعی، اندامها و انرژی جنسی انسانها را تارو و مار می کند و در انتها، سلامتی‌شان همراه با انرژی جنسی شان به خطر می‌افتد و دچار سردرگمی می شوند.


این نیز موجب بروز مشکلات روانی و مشکلات زناشوئی خواهد شد.


این مسائل و مشکلات در مردان موجب عدم توانائی جنسی و در زنان موجب عدم تحریک عضلات اندامهای جنسی خواهد شد.


چیزی که برای همسران مهم است تقویت انرژی جنسی است تابتوان آنرا به انرژی های رده بالا تبدیل کرد و مشکلات مربوط به اندامهای جنسی شان را از میان برداشت در این بخش قدرت بخشیدن به اندامهای داخلی را بخوبی یاد خواهید گرفت.


 


تعادل انرژی « چی»


تعادل انرژی چی در فرد بسیار با اهمیت است، زیرا این وضعیت می‌تواند موجب منظم و متعادل شدن افراد دیگری شود که با او در ارتباط هستند.


افراط در هر چیز می تواند تعادل انرژی را بر هم زند:


تعادل در ذهن، تعادل در قلب، تعادل در بدن، تعادل در اندام و تعادل در حس.


تائوئیسم صدای بیش از حد را عاملی مضر برای گوشها، کلیه‌هاو شانه که با گوشهامرتبط هستند می داند.


خوردن و نوشیدن بیش از اندازه به طحال و قطعا به کبد صدمه می زند و در نتیجه، عصبانیت و بدخلقی ناشی از آن تعادل خانواده را برهم می زند.


تماشای بیش از حد تلویزیون و یا فیلم چشمها و اندامهای مربوط به این عضو یعنی کبد و کیسه صفرا را ضعیف می‌کند. بنابراین انرژی عمومی بدن و نشاط بتدریج کاهش می یابد.


کار بیش از حد به رباطها صدمه می زند و نگرانی بیش از اندازه سلسله اعصاب را بشدت تحت تاثیر قرار می دهد.ضعف اندامها، احساسها و اعصاب موجب بوجود آمدن خصوصیات شخصی ناخوشایند شده، عادات بدی ایجاد می‌کند.


شناخت منشا مسئله و اعمال تبسم درونی، شش صدای سلامتی بخش و طرق جوانی تائویی به کمک هم می‌توانند حالت نامتعادل انرژی چی را برطرف سازند و ضعف اندامها را به مرور زمان بهبود بخشند.


 برای آنکه بتوان از مشکلات بزرگ اجتناب کرد باید مشکلات کوچک را شناخت و برای اینکه هر فرد از اعضای خانواده بتواند در مقابل مشکلات سربلند باشد، استفاده از تمرینات تائویی حائز اهمیت است.


تمرین دسته جمعی اعضای خانواده کمک خواهد کرد که همه بتوانند انرژی خود را عوض کرده به تعادل برسند.


زمانیکه یکی از اعضا خانواده دچار استرس و یا ناراحتیهای ناشی از انرژی احساسات منفی می گردد، دیگر اعضای خانواده می توانند قبل از اینکه وی دچار مشکل بزرگتری گردد به او کمک نمایند تا تعادل انرژیش را بدست اورد


ادامه مطلب

تائوی سلامتی 1

 

نوشته شده توسط:چاکرا چاکرا

تائوئیسم دارای 5000 تا 8000 سال تاریخ طبی و فلسفی است.در عین حال، مادر طب سوزنی، طب فشاری، دلفینگ وفلدین کرایس نیز هست.


تائو به معنای قوانین طبیعی، نظام طبیعی، تحویل فصلها، هنر، روش، قدرت یا اراده نیز هست.


از دیدگاه تائویی، هماهنگی و تعادل اصل سلامتی است(البته کلیه علوم انرژی به این اصل اعتقاد دارند). بدن یکپارچه دیده می شود ویک صدمه در یک اندام یا زخمی شدن، موجب ضعیف شدن تمام بدن می شود.


با این حال اگر اجازه داده شود، بدن خودبخود بسوی سلامتی طبیعی باز خواهد گشت.


علت ناراحتیها گرفتگی انرژی در بدن است. کمبود انرژی یا ازدیادانرژی در یک قسمت بدن موجب بروز ناراحتی در آن منطقه ودر کل،موجب بروز ناراحتی در کل بدن می گردد.


تائوی سلامتی بخش، چی یا انرژی حیاتی را در بدن بیدار کرده آن را در قسمتهای لازم به گردش در می آورد و به ما می آموزد که چگونه خودرا درمان کنیم.


سیستم تائو هر یک از اندامهای داخلی بدن را به یکی از پنج عنصر طبیعی مربوط میداند(آهن-آب-چوب-آتش وخاک).


در عین حال هر یک از اندامها با یکی از فصول سال ویک رنگ ویک خصوصیت طبیعی(نمناکی-خشکی-بادو...) ارتباط دارد.


به عنوان مثال:


قلب با تابستان، آتش ورنگ قرمز ارتباط دارد. یک قلب سالم با هیجان و ولرمی در رابطه است. فصلی که هراندام خاص با آن مربوطاست پر کار ترین زمان آن اندام محسوب می شود.


از دیدگاه تائویی بدن، ذهن و روح یگانه و یکپارچه هستند. بدین دلیل طب چینی، عصبانیت، ترس، ظلم و احساسات منفی مشابه آن وهمچنین لذت بیش از حد ویا هیجان زیادرا که احساسات مثبت محسوب می شوند  عاملی برای صدمه زدن به اندامها میداند.


تبسم درونی وشش صدای تندرستی بخش همان قدر که برای ترقی بدن مفید هستند، در متعادل شدن احساسات نیز به ما کمک می کنند.


تمرینات سلامتی یا حفظ سلامتی جسمی و روحی یکی از مباحث اساسی مکاتب شرق از جمله تائویسم، بودیسم و ودائی هاست که امروزه در کشورهای بزرگ و مترقی دنیا حائز اهمیت فراوان است.


با انجام تمرینات درونی تائو می توان سلامتی کامل جسم و روح را در سطوح بالای آگاهی تجربه کرد.


تا چندی پیش این علوم بطور پنهانی تمرین و آموزش داده می‌شد. اما ما سعی می‌کنیم در این وبلاگ تمامی موارد مربوط به این علم کهن را توضیح داده و به تمرینهای عملی آن بپردازیم.


جاری ساختن انرژی حیاتی از دستها را چرخش انرژی در دایره میکرو کوزمیک، شش کانال مخصوص، دانش ترکیب پنج عنصر، سیمای درونی، ترکیب زمین و آسمان، مهرومموم شدن پنج اندام حسی، روشن شدن ‍» لی» بوسیله خون، و یکسانی انسان و آسمان و ... مواردی هستند که بدانها اشاره می‌شود.


 


- سیستم


تائوی سلامتی نوعی سیستم خودیاری برای جلوگیری از ناراحتی ها و استرس است و برای تمام مراحل زندگی یک شخص کارائی دارد . آموزش ابتدائی این سیستم با شیوه آسان و حرکات بدنی، تنها برای افزایش  انرژی حیاتی و یا چی می باشد.


بعد ها این انرژی حیاتی قابل گردش در کانالهای طب سوزنی بدن است. همچنین قابل استفاده جهت دستیابی سلامتی و نشاط، احساسات متعادل و بروز خلاقیت می‌باشد.


نتیجه صدها سال تمرینات تائویی به شکل تائوی سلامتی مدرن، یک سیستم دردسترس برای همه است.بیشتر این تمرینات از زمانهای گذشته تا به امروز تنها به یک گروه استاد تائویی منتخب و به شاگردانی که به دقت انتخاب می‌شدند آموزش داده‌می‌شده است.


علیرغم روحانی بودن، تائوی سلامتی دین نیست، هرچند که برای دین مناسب است و احتیاجی به هیچ گونه مراسم دینی، مذهبی و پیروی از هیچ گرویی ( رهبر مذهبی یا استاد روحی) ندارد.


در این مکتب احترام استادان و معلمان رعایت می شود ولی این اشخاص به چشم افراد روحانی دیده نمی‌شوند.


سطوح بالاتر حاوی تمرینات دقیق و کامل مراحل ابتدائی سیستم تبسم درونی و شش صدای سلامتی بخش می‌باشد.


 


تمامی سیستم عبارتست از 3 مرحله:


1- در اولین پله، انرژی سلامتی برای بالا بردن قدرت بدنی و متعادل کردن آن بکارگرفته می‌شود.


2- دومین مرحله برای تبدیل احساسات منفی به انرژی مثبت بکارگرفته می‌شود.


3- مرحله سوم عبارتست از تمرینات روحی و خلاقیت .


 هر مرحله هم تمرینات ذهنی ( مراقبه) و هم تای چی چوان ، باگوا و چی‌کونگ پیراهن آهنی را نیز شامل می‌شود.  



  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2  


چاکرا چیست؟ دوشنبه 23 خرداد 1390
وظایف چاکرا دوشنبه 23 خرداد 1390
چاکرا - wikipedia دوشنبه 23 خرداد 1390
گردش انرژی دوشنبه 23 خرداد 1390
ری کی 4 دوشنبه 23 خرداد 1390
ری کی 3 دوشنبه 23 خرداد 1390
ری کی 2 دوشنبه 23 خرداد 1390
ری کی 1 دوشنبه 23 خرداد 1390
مقدمه ای بر چاکراها دوشنبه 23 خرداد 1390
درک چاکراها دوشنبه 23 خرداد 1390
مبحث شناخت علائم رمزی چاکراها دوشنبه 23 خرداد 1390
تائوی سلامتی 4 دوشنبه 23 خرداد 1390
تائوی سلامتی 3 دوشنبه 23 خرداد 1390
تائوی سلامتی2 دوشنبه 23 خرداد 1390
تائوی سلامتی 1 دوشنبه 23 خرداد 1390
تکامل خود به خود دوشنبه 23 خرداد 1390
کشف نقطه تکامل - ری کی دوشنبه 23 خرداد 1390
بیدار کردن چاکراها دوشنبه 23 خرداد 1390
مقدمه ای برای پرانا دوشنبه 23 خرداد 1390
سیستم انرژی پرانیکی وبدنهای لطیف (هاله تابان) دوشنبه 23 خرداد 1390
تمرینات تائو دوشنبه 23 خرداد 1390
تکامل از طریق چاکرا ها دوشنبه 23 خرداد 1390
مراکز انرژی بدن انسان "چاکرا" و تشریح چاکرا های هفت گانه دوشنبه 23 خرداد 1390
انواع چاکراهای رایج (popular chakra model ) دوشنبه 23 خرداد 1390
هفت چاکرای اصلی دوشنبه 23 خرداد 1390
راههای قدرت بخشیدن به چاکراها دوشنبه 23 خرداد 1390
تست چاکرا دوشنبه 23 خرداد 1390
لیست آخرین پستها